پیش نمایش سوزوکی iV-4

فرانکفورت 2013 : بازهم خانواده کراس اوورهای مفهومی جهان شاهد عضو جدیدی است که این بار از ژاپن آمده ؛ سوزوکی معتقد است که اگر نسخه نهایی این خودرو وارد بازار شود دیگر . . .
تصاویر و توضیحات بیشتر در ادامه موضوع

فرانکفورت 2013 : بازهم خانواده کراس اوورهای مفهومی جهان شاهد عضو جدیدی است که این بار از ژاپن آمده ؛ سوزوکی معتقد است که اگر نسخه نهایی این خودرو وارد بازار شود دیگر . . .
تصاویر و توضیحات بیشتر در ادامه موضوع
| Nissan Qashqai | Suzuki Vitara | |
| پیشرانه | 4 سیلندر خطی | 4 سیلندر خطی |
| حجم موتور (سی سی) | 1997 | 2393 |
| قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه) | 141/6000 | 169/6000 |
| گشتاور (نیوتن متر/دور در دقیقه) | 196/4800 | 227/3500 |
| شتاب 0-100 | 10/1 | 11/7 |
| حداکثر سرعت | 195 | 185 |
| جعبه دنده | CVT | چهار سرعته خودکار |
| میانگین مصرف سوخت | 7/8 | 9 |
| قیمت (میلیون تومان) | 70 | 57-62 |


قشقایی و ویتارا را می توان به نوعی در یک نکته مشترک دانست، هر دوی آنها از مشکل عدم تناسب قوای محرکه و قیمت، در ابتدای عرضه رنج برده اند.
این مسئله در مورد سوزوکی ویتارا اگر چه به دلیل آنکه بایستی با رقبایی همچون هیوندای توسان و کیا اسپرتیج (نسل قبلی هر دو) در ابتدای امر روبرو شود از شدت کمتری برخوردار بود، اما نا رضایتی از پیشرانه چهار سیلندر دو لیتری آن و البته کاستی های تجهیزاتی، علیرغم طراحی قابل توجه، کار را برای ویتارا در بازار سخت کرد تا آنکه قرعه شانس به نامش خورد، در حالی که پیشرانه آن به 2/4 لیتری همراه با افزایش 20 درصدی توان تغییر یافت، بازار واردات نیز با محدودیت مواجه گردید تا همه چیز دست به دست هم داده و ویتارا به آرزویش برسد!
در سوی دیگر قشقایی نیز در ابتدا قرار بود با قیمتی ارزان تر ارائه شود تا کاستی های فنی و البته سبک طراحی اش که متفاوت از هم کلاس هایش بود کمتر جلب توجه کند، اما تعلل طرف ایرانی در عرضه آن کار را به جایی رساند که عرضه آن همزمان با ارائه گونه فیس لیفتش در بازار های جهانی شد ضمن آنکه فراز و نشیب عرضه اش نیز به دلیل تامین قطعات، نام قشقایی را در بازار به فراموشی سپرد اگر چه که نبایستی از سهم قیمت عجیب و غیر منطقی آن نیز در ایجاد این شرایط چشم پوشید! اکنون سوزوکی ویتارا 169 اسب بخاری با محدوده قیمت 57 تا 62 میلیون تومان، ارزان تر از نسل نو اسپرتیج و توسان است و به لطف رضایت خریداران قبلی اش آنقدر خوشنام گردیده که قشقایی 70 میلیونی با پیشرانه 140 اسب بخاری برای آن مزاحمتی ایجاد نکند. اگر چه که پایداری متوسط، عملکرد نا مطلوب کیفی تجهیزاتی که توسط سازنده وطنی به آن افزوده گردیده و البته جعبه دنده کند آن می تواند از نکات منفی قابل توجهش باشد اما در مقابل فضای کابین مناسب، طراحی ظاهری قابل قبول حتی پس از 5 سال از عرضه آن و کیفیت مطلوب دراز مدتش خصوصا در مقابل رقبای کره ای، می تواند هم چنان مالک قبلی آن را به تعویض گونه 2 لیتری با مدل جدید تر 2/4 لیتری ترغیب کند. اگر چه که به دلیل شرایط اخیر بازار خودرو کشور و فرصت طلبی خودرو ساز وطنی، اکنون ویتارا از مزیت قیمتی و تناسب قیمت بی بهره شده است و افزایش قسمت کامل ترین مدل آن (اصطلاحا تیپ 8) از 44 به 62 میلیون تومان در کمتر از یک سال در بازار نشان دهنده اوج هنر نمایی سازنده وطنی در فرصت طلبی و چانه زنی هایش برای افزایش قیمت است!
اما قشقایی داستان دیگری دارد، همچون نامش که برگرفته از قومیت های عشایر و کوچ نشین کشورمان است، قشقایی نیز کوچی کوتاه مدت به بازار آشفته خودرو کشورمان داشت و اکنون نیز بسیار کم رنگ در دور دست بازار دیده می شود! کابین کوچک، قیمت اولیه نامتعارف، توان متوسط پیشرانه و طراحی ظاهری از نکاتی بود که موجب گردید تا قشقایی به روز های خوب در بازار خودرو کشورمان دست نیابد. اما این دلایل باعث نمی شود تا از لذت رانندگی فراتر از انتظار آن، عملکرد متفاوت و متمایز جهبه دنده اش و هدایت و پایداری بهتر آن نسبت به سوزوکی چشم پوشید، خودرویی که به هر حال در بازار رقابتی اروپا نیر جزء مدل های موفق نیسان محسوب می شود و البته با تفاوت ظاهری و نام نیسان رگ در بازار ایالات متحده نیز ارائه می شود.
به نظر می رسد از هر دو جنبه فنی و بازار که بخواهیم به این مطلب بنگریم، برتری با سوزوکی ویتارا خواهد بود. خودرویی که بایستی آن را تنها انتخاب موفق و قابل قبول خودروساز وطنی در یک دهه اخیر برای تولید (ببخشید مونتاژ!) دانست. اما قشقایی نیز شایسته این همه بی مهری نیست، خودویی که به هر حال منقش به نشان نیسان است و همین کافیست که خودروساز وطنی تنها با اتخاذ چند تصمیم ساده و سنجیده بازگشتی موفق و پر رونق را برای آن به رقم بزند اگر چه نباید فراموش کرد که چنین تصمیماتی معمولا در صنعت خودرو کشورمان گرفته نمی شود!
| سوزوکی ویتارا | نیسان قشقایی | داچیا داستر | |
| پیشرانه | 4 سیلندر خطی | 4 سیلندر خطی | 4 سیلندر خطی |
| حجم موتور (سی سی) | 2393 | 1997 | 1598 |
| قدرت(اسب بخار/دور در دقیقه) | 169/6000 | 140/6000 | 105/5750 |
| گشتاور(نیوتن متر/دور در دقثقه) | 227/3800 | 180/4800 | 148/3750 |
| شتاب 0-100 | 11/7 | 11 | 13/9 |
| حداکثر سرعت | 185 | 192 | 165 |
| جعبه دنده | 5 سرعته دستی | CVT | 5 سرعته دستی |
| میانگین مصرف سوخت | 9 | 10 | 7/5 |
| قیمت (میلیون تومان) | حدود 50 | حدود 60 | نامعین |
![]()
![]()
![]()
![]()



پارس خودرویی ها می خواهند کاری کنند کارستان. اگر بشود که میشود، بعد از مدت ها بازار کامپکت ها یک تکانی می خورد.
سلیقه مردم ایران نشان داده که با تولیداتش سازگار است. داچیا همان خودرو ساز رومانیایی است که لوگان هم تولید می کند و لوگان همان تندر 90 است که به اسم رنو تولید می شود. به هر حال این خورو می آید رقابت کند یا اصلا نمی آید. ولی فرض بر این است که داستر می خواهد وارد بازار شود. به محض ورود چند رقیب برایش سبز می شوند. رقبای قیمتی و قدرتی. آن زمان است که باید دید باز هم سلیقه مردم به کمکش می آید یا نه؟!
چرا باید داستر بخریم؟
دلیل اول و آخر ارزانی اش است. اصلا به همین خاطر است که می خواهند بیاورندش.اگر چه هنوز قیمت نهایی اش معلوم نشده ولی اگرچیزی حدود 20 میلیون تومان (حالا قدری اینور آنور) باشد خیلی می ارزد خوب خوبش در این رنج بتوانید پاژن بخرید. اگر صندلی های عقبش را بخوابانید احتمالا می شود یک پاندا را همسفر خود کنید. هزینه نگهداری اش به عنوان یک SUV پایین است. شاید پارس خودرو با ارائه خدمات پس از فروش خون به دل مشتری می کند، اما در نهایت جنس خوب دستش می دهد این خودرو احتمالا با گارانتی خوبی می آید. و در آخر اینکه طبق تجربه، همان سال اول بخریدش که کیفیتش بهتر است.
چرا نباید داستر بخریم؟
داستر مثل هامری است که پیشرانه سی جی 125 رویش نصب کرده باشند. آن زمان که ویتارا آمد همه گفتند شاسی بلند با پیشرانه 2 لیتری؟ چقدر بد چقدر ضعیف... . تا اینکه ایران خودرو مجبور شد 2/4 لیتری اش را بزند. با دقت در چهره اش تقریبا هیچ حسی به شما دست نمی دهد. نه شادی نه غم. انگار که خنثی باشد. فقط شما را یاد یک چیز می اندازد. تندر 90 باد کرده. پیشرانه که همان است. پلت فرم که همان است. اتاق که همان است. بنابراین انتظار خاصی نداشته باشید. اگر خودرو قبلی تان لوگان بود و خواستید داستر بخرید، صبر پیشه کنید. این درست مثل این است که 20 میلیون (حالا قدری اینور آنور) بدهید باز لوگان بخرید. اما اگر خواستید لوگان بخرید برای محکم کاری بالا ترین تیپ را بخرید.
چرا باید قشقایی بخریم؟
چون نیسان است. چون ژاپنی است. چون بادوام است. چون با کیفیت است. چون قوی است. چون راحت است و خیلی چون های دیگر. از لحاظ فنی یکی از معدود نمونه هایی است که جعبه دنده CVT دارد. طراحی اش اگر دلبسته نکند، هرگز توی ذوقتان نمی زند. فرمانش عالی است. هی دلتان می خواهد الکی بپیچید. ترمزش چنان معرکه است که همه فکر می کنند مشکل دارد. ایمنی اش هم که حرف ندارد. با 5 ستاره ای که از یورو NCAP گرفته است نسخه ی خیلی از رقبا را پیچیده است. درون کابینش حس عجیبی دارد. حسی مثل خودرو های اسپرت 2 در. همه چیز دم دست است. ساده و شیک. بازی با دکمه های روی کنسول در هفته اول خرید کاملا شما را سرگرم می کند. سیستم صوتی اش چیزی بهتر از آن است که فکر می کنید. آب، روغن و بنزینش را برسانید، دیگر آزاری ندارد. گرمکن صندلی اش را تا تجربه نکردید از کنارش نگذرید. اگر پولش را دارید، اگر علاقه اش را دارید بخریدش همین امروز همین الان.
چرا نباید قشقایی بخریم؟
قیمتش آنقدر بالا است که اگر نصف هم شود باز هم گران است. از این که بگذریم درباره مصرفش دچار مشکل می شویم. می دانید قشقایی یک طور عجیبی است. هم اسپرت است هم فانتزی. هم مردانه است هم زنانه. پول زیاد می دهید که چیز متوسط سوار شوید. یعنی با این 60 میلیون چیز دیگری نمی شود خرید. مثلا یک سانگ یانگ کایرون با پیشرانه 3/2 لیتری 220 اسب بخاری با آن همه امکانات چون کره ای است نمی ارزد؟ یا کیا اسپرتیج 2011 که آپشن هایش زبان زد است چی؟ به سواری ها که برسیم گزینه های خیلی خیلی بهتری داریم.
تویوتا کمری GLX با پیشرانه 2/4 لیتری یا هیوندای سوناتا YF با پیشرانه 2/4 لیتری. تازه هنوز آلفا رومئو ها نیامدند. آنها همگی در رنج کمتر از این خودرو هستند. مشکل دیگر هزینه نگه داری آن است. درست مانند ماکسیما. کمر رستم را خم می کند. یک تعویض روغنش مانند تعویض موتور یک فانتوم هزینه دارد. دست آخر اینکه همه نیسان ها افت قیمت زیاد دارند.
چرا باید ویتارا بخریم؟
شما ویتارا می خرید چون با کلاسید. چون به مد اهمیت می دهید. چون برای پرستیژ ارزش قائلید.
ویتارا نمونه بارزی از یک محصول منظم و منطقی است. آنچه درون کابینش می بینید یک هارمونی چشم نواز است. تقریبا همه رنگ های ویتارا زیباست. چه دنده دستی و چه دنده اتوماتیک لذت بخشی دارد. صدا گیری در آن به خوبی صورت گرفته و دید راننده عالی است. بین ردیف صندلی های جلو و عقب برای زانو ها فضای مناسبی فراهم شده.
لوازم و قطعاتش هم خوب پیدا می شود و قیمتشان هم بد نیست. برای قسمت بار تمهیدات مناسبی در نظر گرفته شده است. بر خلاف نمونه های هم کلاس افراد قد بلند را پشتیبانی می کند. خلاصه که برای مصارف عادی و رفت و آمد های بین شهری گزینه مناسبی است.
چرا نباید ویتارا بخریم؟
ایراد کار آنجا است که این سوزوکی از همان جا می آید که Roa تولید می شود. مسافرت آفرود که هیچ، تپه نوردی که بماند، دست انداز پیش کش، اگر با ویتارا از روی دو عدد شن و ماسه عبور کنید کابین به لرزه می افتد. خشکی در فنر بندی اش زیاد است. حس واژگونی در پیچیدن های سریع مدام زیر پوستتان حضور دارد. این درست که داشبورد و کنسول زیبایی دارد اما جنس آنها تعریفی ندارد. گویی همان داشبورد و کنسول 206 است که تغییر کرده است. پادری، کف پایی و در کل به قسمت کف کابین توجهی نشده است. دیر بجنبید شدیدا کثیف می شوند. اهل فن می گویند خدا نکند ECO (مرکز کنترل الکترونی) آن خراب شود کسی در حد بیل گیتس یا مرحوم استیو جابز باید آن را درست کند. در کل ویتارا خودروی خوش تعمیری نیست.