آخرین نسخه خودروهای سیتروئن DS رونمایی می شود

سیتروئن تصمیم دارد آخرین مدل تولیدی از خط Ds یعنی خودروی Ds3 cabrio را در نمایشگاه اتومبیل پاریس رونمایی کند. خودروی ds3 کابریو که در تاسیسات پوآسی فرانسه تولید شده از اوایل سال 2013 وارد بازارهای جهانی می شود. البته بایستی یادآوری کرد که نسخه مفهومی Ds3 سه سال پیش در نمایشگاه اتومبیل فرانکفورت معرفی شده بود. این خودرو که می توان آن را نسخه گران قیمت سیتروئن C3 دانست، رقیب ب ام و و مینی می باشد.

در واقع این خودرو را می توان به عنوان جایگزین سیتروئن C3 Pluriel - که تولید آن متوقف شده – معرفی کرد. گفتنی است هر خودروی خط تولید (Ds ( different spirit  نسخه ای کاملا متفاوت از یک نسخه واحد سیتروئن است. برای مثال خودروی Ds4 بر پایه C4 و Ds5 بر پایه پلتفرم C5 تولید شده است.
در حال حاضر گروه پژو سیتروئن دارای دو کارخانه تخصصی تولید خودروهای کوچک در محدوده شهر پاریس است.
تاسیسات آلنی سیتروئن C3 را تولید می کند و پوآسی مسئول تولید پژو 208، سیتروئن C3 و Ds3 می باشد.

C63 با موتور 756 اسب ‏بخاری!

شرکت آلمانی vath دست به اجرای پروژه بزرگی زده و با جسارت تمام به سراغ مرسدس بنز c63 amg از نوع black series رفته و با افزودن سوپرشارژر جدید، اینتر کولر آبی، اگزوز و منیفولد استیل و البته تغییرات در ecu خروجی موتور را به 756 اسب‏بخار رسانده که شتاب اولیه 3/6 و حداکثر سرعت 350 کیلومتر برای این مدل به ثبت رسیده است. در ادامه کار از تعلیق اسپرت، دیسک‏های ترمز 405 میلی‏متری، رینگ‏های 20 اینچی با تایرهای 295 در عقب و 255 در جلو و فرمان اسپرت و چرم و کربن در داخل آن سود برده شده است.

جزئیات جدیدتری از ابر خودروی مک لارن MP12

با نزدیک شدن نمایشگاه پاریس 2012 ، شایعات درباره مشخصات ابر خودروی مک لارن p12 قوت می گیرد.در واقع p12 همان خودروی قدرتمند 963اسب بخاری است که جایگزین مک لارن f1 می باشد.
اوایل ژانویه اولین جزئیات p12 منتشر و اعلام شد که این خودرو دارای سامانه احیاء انرژی جنشی (kers) می باشد و به یک موتور 3.8 لیتری p12 مشابه با mp4-12c مجهز شده است.
گفته می شود که این خودرو قادر است به طرز حیرت انگیزی در دو موتور 9100 به توان 803 اسب بخار پیدا کند و این موتور را به کمک kers به 963 اسب بخار افزایش دهد.قدرت بیشتر و وزن 2700 پوندی mp12 آن را به جایگزینی قابل اطمینان برای مک لارن f1 تبدیل کرده است. از سویی دیگر این خودروساز ایتالیایی مشغول کار بر روی کنترل و هندلینگ mp12 در سرعت های بالا و مخصوصاً بیشینه سرعت آن- که در حدود 239 مایل بر ساعت می باشد -است.
متاسفانه هنوز جزئیات بیشتری از عملکرد این نسل جدید از خودروهای مک لارن در دسترس نیست و بایستی تا بازگشایی نمایشگاه اتومبیل 2012 پاریس منتظر ماند.

مقایسه دو نسل آخر تویوتا کمری


Toyota Camry 2010Toyota Camry 2012
پیشرانهچهار سیلندر خطیچهار سیلندر خطی
حجم موتور (سی سی)23622494
قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه)157/5700178/6000
گشتاور (نیوتن متر/دور در دقیقه)218/4000226/4100
شتاب 0-100107
حداکثر سرعت205220
جعبه دنده 5 سرعته اتوماتیک6 سرعته اتوماتیک
میانگین مصرف سوخت8/28/4
قیمت (میلیون تومان)این خودرو دیگر تولید نمی شود89/9

بخت با او یار بود. خیلی‌های دیگر چنین شانسی نیاوردند. او کسی بود که از خارج آمد. آمد و ماند. ماند و خوشبخت شد. مردم با قیمتش کنار آمدند. هرچند گاهی پول ژاپنی بودنش را خورد،‌ ولی در کل عاقبت به خیر شد. تویوتا کمری می‌تواند با افتخار ادعا کند که در بازار آشفته خودروهای وارداتی، موفق بوده است. سدان محبوبی که فقط در این چند سال اخیر رقبای کره‌ای دست و بالش را گرفته‌اند. وگرنه به محض ورودش روی هوا فروش می‌رفت. شاید داستان کمری شروع خوبی داشت، اما تا این لحظه پایان خوبی پیدا نکرده است. در این چند ساله آنقدر گران شده است که دیگر خوبی‌هایش به چشم نمی‌آید. مشتری مجبور است برای جبران کسری بودجه‌اش،‌ روی مدل‌های Base (پایه) حساب کند. طبیعی هم است که مدل‌های پایه به دلیل حذف بسیاری از آپشن‌ها و نصب قطعات با جنس معمولی، در حدو اندازه‌های نام کمری نیستند. بگذریم! چندی است مدل جدید این خودرو رونمایی شده است. مدلی که در همان ابتدا به دلیل طراحی بحث‌برانگیزش نقل محافل خودرویی شد. با توجه به اینکه دوستان محترم مرفه، دچار اندکی بیماری چشم و هم چشمی هستند، بلاخره این خودرو وارد ایران شد. با ما همراه باشید.

وقتی کمری، کمری بود

چه کسی اهمیت می‌دهد که تویوتا نسل اول Camry را سال 1982 وارد بازار کرد. آن زمان جانشینی برای Corona‌ محسوب می‌شد. واژه کمری در اصل به معنی تاج است. واژه‌ای که برای ژاپنی‌ها اهمیت خاصی دارد. سدان سایز متوسطی که یکی از محبوب‌ترین‌های دنیا است. با قیمتی مناسب، قدرتی کافی و چهره‌ای گیرا توانست پرفروش‌ترین خودرو 10 سال اخیر بازار آمریکای شمالی شود. بعد از آمریکا این استرالیا و کانادا هستند که علاقه زائدالوصفی به این موجود دارند. خیلی جالب است که با این همه کشته مرده در گوشه کنار دنیا، خود ژاپنی‌‌ها اصلاً برای این محصول تره خرد نمی‌کنند. این اتفاق در بازار اروپا هم افتاد. سال 2004 فروش کمری در اروپا متوقف شد. به جای آن از مدل اوریون و سولارا استفاده کردند. آن چیز که اهمیت دارد حضور کمری در ایران است. این خودرو از نسل پنجمش مهمان ایرانی‌ها شد. ولی در ابتدا خیلی نمی‌توانست با سلیقه مردم خو بگیرد. نسل ششم با آن چراغ‌های کشیده معروف به Grande کمی موفق‌تر بود. او در اصل دایهاتسو Altis بود که تویوتا از آن بهره می‌گرفت. سرانجام با عرضه نسل هفتم بود که ناگهان به طرز عجیبی فروشش اوج گرفت. کمری آن چیزی بود که بازار خودروهای وارداتی با قیمت متوسط نیاز داشت. پر آپشن، بزرگ و قوی.
در ابتدا کمری با مدل‌های فراوانی وارد بازار می‌شد. GL، GLX‌ و LE چهار و شش سیلندر. بازه قیمتی آنقدر مناسب بود که دست خریدار را به راحتی باز می‌گذاشت. تویوتا با پلت‌فرم همین نسل هفتم مدل‌های Aurion‌ و Solara را نیز تولید کرد. بعدها عرضه رسمی کمری شش سیلندر متوقف شد. به جای آن اوریون در لیست فروش قرار گرفت. ناگفته پیداست که فاصله بین این دو خودرو فاحش است. دلیل اصلی این اقدام پوشش بازار سواری‌های شش سیلندر تویوتا در ایران اعلام شد. اما هرگز گفته نشد که کمری شش سیلندر از اوریون شش سیلندر گران‌تر بوده است.
کمی که گذشت، با ضعف واردکننده اصلی، نمایشگاه‌داران قدرت گرفتند. توازن قدرت، تعیین قیمت نهایی را به دست گروه دوم داد. اما هم‌چنان حضور نام ایرتویا برای مشتری دلگرم‌کننده بود. ایرتویا هم خواسته و ناخواسته روی قیمت‌هایش می‌کشید. آن بازه گسترده مدل‌ها و قیمت‌ها تبدیل شد به یک مدل و یک قیمت. آپشن‌ها به تعدادی و محدود و معدود کاهش یافت. در این میان برنده اصلی رقبای تازه‌وارد بودند. انواع و اقسام کیا و هیوندای که شاید اعتبار ژاپنی را نداشتند اما به عنوان یک هم‌‌کلاس کاملاً برتر نشان می‌دادند. ناگفته نماند که این خودروها هم این اواخر دچار اپیدمی «خود گران‌بینی» شدند.

وقتی کمری، کرولا شد

گذشته از همه این مسائل، تویوتا خواب دیگری برای مشتری‌هایش می‌دید. مدل 2012 کمری سریع و تند آمد. خیلی صریح و بدون تعارف دیگر در سایت این ژاپنی مدل موجود در ایران دیده نمی‌شود. کمری جدید 23 آگوست سال گذشته میلادی رونمایی شد. تقریباً همه‌جایش تغییر کرده است. از چراغ‌ها و جلوپنجره گرفته تا رینگ‌ها و سپرها. حتی کابین نیز به طرز وحشتناکی متحول شده است. همان ابتدا منتقدین به سوی طراحی این خودرو نشانه رفتند. می‌شد حدس زد به دلیل عجله برای تزریق در بازار، از روی طراحی کرولای جدید الهام گرفته شده است. این اتفاق اصلاً به مذاق طرفداران خوش نیامده است. ای کاش تویوتا پیشرانه‌های جدیدی برای مدل جدید می‌ساخت. هنوز هم روی مدل 2012 سری 2GR-FE شش سیلندر و 2AR-FE چهار سیلندر دیده می‌شود. این پیشرانه‌ها روی تویوتاهای Rav4، اوریون، پرویا و لکسوس‌های ES و RX نصب شده بودند. برای اولین بار عرضه این خودرو در بازار با جعبه‌دنده‌های تمام اتوماتیک خواهد بود. یعنی دیگر خبری از نمونه دستی نیست. تنها مدل SE دارای اهرم تعویض دنده پشت فرمان است.  برای اولین بار رینگ‌های 18 اینچی نیز روی  نمونه‌های شش سیلندر نصب شده است. از برتری‌های مدل 2012 می‌توان به کنسول زیبای آن اشاره کرد. بالاخره پس از مدت‌ها تویوتا بلوتوثی نصب کرد که تمام حالت‌ها را پشتیبانی می‌کند. 10 ایربگ به صورت استاندارد در نوع خودش یک پدیده است. باورکردنی نیست که هنوز هم یکی از خیره‌کننده‌ترین کولرهای دنیا را همین خودرو دارد. می‌گویید نه؟! کولر را تا آخرین درجه روشن کنید.

رقبای داخلی
89 میلیون و 900 هزار تومان یعنی همان 90 میلیون تومان. با این پول می‌شود یک هیوندای سوناتا YFخرید. خودرویی که هم زیباست و نسبتاً قدرتمند است. اگر نه به راحتی می‌شود روی کیا اپتیما نسل جدید حساب کنید. او هم یک کره ای است. با این تفاوت که زیباتر است. دست‌ آخر اگر نخواستید می‌توانید روی یک سوزوکی کیزاشی فول حساب کنید.

مقایسه دو نسل آخر ب ام و سری پنج


BMW 523i F10BMW 530i E60
پیشرانهشش سیلندر خطیشش سیلندر خطی
حجم موتور (سی سی)29962996
قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه)201/6100268/6700
گشتاور (نیوتن متر/دور در دقیقه)270/1500320/2750
شتاب 0-1008/26/5
حداکثرسرعت234250
جعبه دندههشت سرعته اتوماتیکشش سرعته اتوماتیک
میانگین مصرف سوخت7/67/5
قیمت (میلیون تومان)حدود 190این خودرو دیگر تولید نمی شود

می‌دانم که می‌دانی. تو بد نیستی. تو بدشانسی. هیچ ایرادی، دقیقاً هیچ ایرادی نداری. مشخصات فنی‌ات بی‌نظیر است. امکاناتت حرف ندارد. فقط می‌ماند زیبایی. خُب گفتم که تقصیر تو نیست. اتفاقاً شما خیلی هم زیبایی اما نسل قبلی‌ات زیباتر از شما بود. یعنی بسیار بسیار زیباتر.


E مثل E60

یک سدان موفق آلمانی. ساده‌ترین و در عین‌ حال کامل‌ترین تعریف درباره پنجمین نسل از ب‌ام‌وهای سری 5. او درست زمانی زاده شد که کریس‌ بنگل هنوز سرطراح باوارایایی‌ها بود. آه که تا او بود ب‌ام‌و چه می‌کرد. بگذریم. این نسل را با کد E60 معرفی کردند. تا دیدند خوب است و خوب می‌فروشد، با افزایش خط تولید، تیراژ را بالا بردند. خط تولید دینگلفینگ که برای بازارهای خاص بود.
بنا بر این در چین، هند، تایلند، مکزیک، مصر، روسیه و اندونزی نیز این سری را سر هم کردند تا عطش دنیا را سیراب کنند. مدل جدید نسبت به نسل قبلی‌اش E39 طویل‌تر، عریض‌تر و سنگین‌تر شده بود. اما باید از همه این برتری‌ها دست کشید. این خودرو چنان زیبا و دلفریب طراحی شده که بدون‌شک یکی از درخشان‌ترین سدان‌های هم‌کلاس خودش را پدید آورده. به آن چشم‌هایش دقت کنید. چشم‌هایی اخم آلود که روی مرز خشونت و ابهت قرار گرفته است. نه بیش از حد فانتزی است و نه بیش از حد سنگین. ابروهایش واقعاً ابرو هستند.
یک ردیف LED نارنجی که آرام آرام از روی چرا‌غ‌ها همینطور که دور می‌شوند، کوچک‌تر هم می‌شوند. هم پیران دوستش دارند هم جوانان. این همان نکته فوق‌العاده‌ای بود که در قیاس با مرسدس‌بنز Eکلاس، برگ برنده محسوب می‌شد. پیشرانه‌های بنزینی‌اش از 2 لیتری چهار سیلندر 170 اسب‌بخاری آغاز می‌شدند تا 5 لیتری هشت سیلندر 500 اسب‌بخاری بالا می‌رفتند. داستان سری ام‌پاور موسوم به M5‌ نیز جای خودش را دارد. سال 2007 بود که یک آپدیت فصلی را تجربه کرد. در ظاهر فقط تغییر جزئی جلوپنجره و اضافه‌ شدن مه‌شکن دیده می‌شد ولی در باطن برای اولین بار سیستم چهار چرخ متحرک Xdrive ‌روی کار آمد. این سری 5ها را با پسوند xi می‌شناسند. تست‌های امنیتی این خودرو خوب بود ولی کافی نبود. موسسه یورو NCAP در قسمت امنیت بزرگسال به آن 4 ستاره از 5 ستاره، در قسمت امنیت کودکان 4 ستاره از 5 ستاره و در قسمت عابر پیاده یک ستاره از 4 ستاره داد. موسسه ملی امنیت بزرگراه‌های آمریکا NHTSA نیز در قسمت برخورد از جلو راننده 3 ستاره از 5 ستاره، در قسمت برخورد از جلو سرنشین 5 ستاره کامل،‌ برخورد از کنار راننده و برخورد از کنار سرنشین 5 ستاره کامل و در آخر قسمت واژگونی و غلطیدن 4 ستاره از 5 ستاره. این سری 5 به محض رونمایی در سال 2003 دقیقاً به تعداد 70 هزار و 522 دستگاه فروش رفت. این تعداد در آخرین سال فروش یعنی 2009 به 135 هزار و 944 دستگاه رسید.
در ایران می‌شد هر از گاهی همه مدل‌ها را پیدا کرد. از 520 و 525 گرفته تا بالاخره پرفروش‌ترین مدل یعنی 530. این اواخر هم که صفرش اصلاً در بازار پیدا نمی‌شود. اما بازار دست دوم خوبی در مدل‌های بین 2005 تا 2010 دارد. ترمزهایش در جلو و عقب دیسکی خنک‌شونده بودند.
قفل مرکزی هوشمند و سیستم ضد سرقت را به صورت استاندارد داشت ولی برای نصب آژیر باید هزینه اضافی پرداخت کرد. قدرت کمکی، دکمه‌های کنترلی سیستم‌صوتی روی فرمان یک استاندارد ولی فرمان‌پذیری اکتیو و تنظیم چهار جهته برقی به اضافه حافظه یک آپشن‌ هزینه‌زا محسوب می‌شود.
سیستم صوتی همه ب‌ام‌وها خیلی ساده با شش باند است ولی در صورت تمایل می‌توان چنجر 6 خشابی، نمایشگر تلویزیون و DVD و ناوبری را به آن افزود. روی مدل‌های پایین صندلی‌های ساده دستی نصب شده ولی روی نمونه‌های سفارشی امکاناتی مانند تنظیم برقی گودی کمر، حافظه، گرمکن و پشت سری هوشمند حین تصادف وجود دارد. دقت داشته باشید که آینه‌های تاشوی برقی یک آپشن محسوب می‌شود. برای سان روف نیز باید پول بیشتری پرداخت کرد. این خودرو همه‌چیز تمام است. ایرادی ندارد. یعنی نمی‌شود از آن ایرادی گرفت. فقط تنها نکته‌ای که باقی می‌ماند این است که برای لذت بردن از حداکثر توانایی‌های این خودرو مدل‌هایی با پیشرانه‌ قوی‌تر را انتخاب کنید.

F مثل F10

حداقل او مثل نسل جدید X3 یا سری 6 نیست. قابل تحمل‌تر است. کار نسل پنجم به انتها نرسیده بود که صاحب خانه،‌ مستاجر جدیدی را آورد. او زمانی آمد که دیگر کریس‌ بنگلی در کار نبود. بنده خدا آدریان ون هویدونگ خیلی تلاش کرد که چیز خوبی از آب دربیاید، ولی هنر کریس تکرار نشدنی بود. منتقدی گفته بود که انگار نسل جدید سری 3 با مداد مشکی پررنگ، دوباره طراحی شده باشد.
اگر او به زیبایی نسل قبل نباشد که نیست، اما چیزی دارد که بقیه حسرتش را می‌خورند؛ سیستم تعلیق با مفصل‌های دوتایی توپی. یعنی چیزی فراتر از هرچه مک‌فرسون دارد و داشته است. برای این سری آنقدر پیشرانه طراحی شده که مشتری‌های نوزاد را هم در نظر گرفته باشند. خیلی جالب است بدانید شاسی (نه پلت‌فرم) این مدل با سری 7 کد F01‌ و سری 6 کد F12 یکی است. این خودرو چکیده‌ای از بهترین فناوری‌های ب‌ام‌و است. یعنی بهتر است بگوییم باواریایی‌ها از هر سری، بهترین‌هایش را برگزیده‌‌اند روی این سوار کرده‌اند. اما شاید بهترین چیزی که این خودرو را یک سر و گردن از رقبا بالاتر می‌برد، جعبه‌دنده‌اش باشد. جعبه‌دنده هشت سرعته اتوماتیکی که شرکت ZF برایش طراحی کرده است. وقتی این خودرو در اروپا و آمریکا منحصر به فرد باشد در ایران که جای خود دارد. خوش‌بختانه نسل جدید سری 5 نیز در ایران دیده شده است. دوستان متمول باید 190 میلیونی بابتش می‌پردازند تا ببینند بعد چه می‌شود.
شاید بشود او را اینطور توصیف کرد. یک محصول لوکس با امکاناتی نیمه لوکس. درست چیزی مثل مرسدس Eکلاس و شاید یک‌جورایی لکسوس ES. آنچه به ایران آمده 523i نام دارد. گول اسمش را نخورید. 2.3 لیتری نیست. 3 لیتری شش سیلندر است. ترمز دستی الکترومکانیکی، باز شدن درب خودرو و استارت بدون سوئیچ، کنترل دوگانه تهویه مطبوع، حافظه یکپارچه صندلی، آینه و فرمان، سیستم نمایش اطلاعات روی شیشه جلو، دوربین دید در شب و هرآنچه برای نسل قبل یک آپشن بود، روی این خودرو به صورت استاندارد وجود دارد. حالا گیریم کسی نخواست این خودرو را بخرد.
کسی که 190 میلیونی نقد دارد. بدون تردید اولین گزینه، مرسدس‌بنز E200 است. یک رقیب هم‌وطن هم‌کلاس که از فناوری CGI BluEfficiency بهره می‌برد. پیشرانه‌اش 1.8 لیتری 181 اسب‌بخاری است. در امکانات کم نمی‌آورد ولی در قدرت له و لورده می‌شود. خُب البته مدل‌های قوی‌تر Eکلاس هم داریم اما قیمتش به مراتب بیشتر از 523i است. شاید لکسوس ES بیشتر به کارتان بیاید. قیمتش به 140 میلیون هم نمی‌رسد ولی لیست امکاناتش غیر قابل شمارش است. یک پیشرانه 3.5 لیتری 271 اسب‌بخاری هم دارد. ولی این را در نظر بگیرید هرگز هیچ سواری دیگری با ب‌ام‌و فوق برابری نمی‌کند.

مقایسه دو نسل آخر مرسدس بنز A کلاس


A class W169A class W176
پیشرانهچهار سیلندر خطیچهار سیلندر خطی
حجم موتور (سی سی)2035-توربو1991-توربو
قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه)193/5000208/5500
گشتاور (نیوتن متر/دور در دقیقه)280/1800300/1200
شتاب 0-1007/36/6
حداکثر سرعت225240
جعبه دندهشش سرعته دستیهفت سرعته اتوماتیک
میانگین مصرف سوخت7/96/4
قیمت (هزار دلار)28 تا 38شروع از 40

خیلی بدشانس بود. خیلی. خدابیامرزدش ولی آخر و عاقبتش ختم به خیر نشد. کوچک‌ترین فرزند آقا و خانم بنز سیاه‌بخت شد، جوان‌مرگ شد رفت پی کارش.
ایرانی‌ها چون او را خیلی ندیده‌اند، چیز خاصی هم از او نمی‌دانند. در حقیقت، هیچ‌چیز درباره‌اش نمی‌دانند. حق هم دارند. آنقدری عمر نکرد که بتواند ارث و میراثی از خودش به جا بگذارد. نیامده رفت. اصلاً شاید تقصیر «ستاره ایران» نماینده مرسدس در ایران بود. شاید اعتبار بنز بی‌رقیب باشد ولی مردم نمی‌آیند 70 میلیون پول بی‌زبان را برای یک محصول دو لیتری آن هم با چنین قد و هیکلی بپردازند. به جایش می‌روند یک کره‌ای می‌خرند سوبله چوبله حالش را می‌برند. والا ...

َA مثل Aکلاس
نسل اولش با کد W168 بدون هیچ مقدمه‌ای در سال 1997 رونمایی شد. بدون مقدمه یعنی نه جانشین مدلی بود و نه بر پایه مدلی. آمد تا نامش شود یک خودرو بسیار کوچک خانوادگی. کلکسیون مرسدس تکمیل شد. به اصطلاح، جنسش جور شد. مرسدس Aکلاس یک هاچ‌بک بود. شاید هم یک ون بسیار کوچک. گاهی ‌سه‌درب دیده شد و گاهی هم پنج‌‌درب.
یکی از معدود تولیدات ستاره نقره‌ای اشتوتگارت بود که به صورت FWD (محور متحرک جلو) تولید می‌شد. برخلاف تصور، موفق‌تر از آن چیزی شد که انتظارش می‌رفت. تا سال 2006 بیش از 1.1 میلیون دستگاه از آن ساخته و فروخته شده است. دایلمر- کرایسلر که آن زمان مالک برند مرسدس‌بنز بود، 900 میلیون دلار صرف تحقیق و توسعه پروژه Aکلاس در شهر Rastatt آلمان کرد. با این رقم 1600 شغل جدید ایجاد شد. بعد از آن خط تولیدی را در Juiz de Fora برزیل با هزینه‌ای معادل 840 میلیون دلار راه‌اندازی کرد و باعث شد تا 10 هزار نفر شغل پیدا کنند. بهترین مدل Aکلاس در نسل او نمونه A210 Evo با پیشرانه‌ای 2.1 لیتری بنزینی به قدرت 138 اسب‌بخار بود.

نسل دوم W169
از اینجا به بعد، باید حواستان را بیشتر جمع کنید. قضیه کمی نزدیک‌تر می‌شود. نسل دوم پیش از آنکه نسل اول کارش را کاملاً تمام کند، معرفی شد. خط تولید تایلند جانشین برزیل شد. این یعنی بین سال‌های 2004 تا 2012 بازار آسیا و خاورمیانه را تایلندی‌ها تامین می‌کردند. خوش‌شانس باشید بنز تایلندی گیرتان نیامده باشد. شاید کمی روی ظاهر بهسازی انجام شده بود ولی در کل تفاوت آنچنانی نمی‌کرد. خود مرسدس می‌گوید آنقدر که روی مسائل امنیتی تمرکز داشته روی طراحی ظاهری نداشته. برای Aکلاس نسل دوم ایربگ‌های بیشتری نصب شد. کمربندهای سه نقطه‌ای پیش‌کشنده نصب شد. شاسی و سپرها جاذب ضربه شدند. با تندتر کردن زوایای ستون‌ها، 15 درصد به فضای داخلی افزوده شد.
هفت نوع پیشرانه در لیست فروش دیده می‌شد. 3 نوع دیزلی که کاری به کارشان نداریم و 4 نوع هم بنزینی. اولی A150 با پیشرانه 1.5 لیتری 95 اسب‌بخاری، دومی A170 با پیشرانه 1.7 لیتری 116 اسب‌بخاری، سومی A200 با پیشرانه دو لیتری 134 اسب‌بخاری و آخری A200 Turbo با همان حجم پیشرانه ولی به قدرت 193 اسب‌بخار. اگرچه در سایت «ستاره ایران» همه این مدل‌ها در قسمت نمایشگاه دیده می‌شود، ولی همان چند دستگاهی هم که فروخته شد، بیشتر دو لیتری استاندارد و توربو بودند. روی مدل استاندارد جعبه‌دنده پنج سرعته دستی و روی نمونه توربو شش سرعته دستی نصب بود.
جعبه‌‌دنده اتوماتیک CVT هم یک آپشن محسوب می‌شد. مرسدس روی نسل دوم تا جایی که می‌شد توانست صدای اگزوز را کمتر کند. عجیب است که روی چنین خودروی ساده و ارزانی سیستم TC (کنترل کشش) و ESP (برنامه الکتریکی پایداری) دیده می‌شد. حتی از درون کابین نیز می‌شد میزان سفتی فنرها را تغییر داد. کد W169 با رینگ‌های سبک‌تر آلیاژی و تایرهای ران-فلت عرضه شد. این تایرها در صورت سوراخ شدن می‌توانند مسیر معینی را بدون مشکل بپیمایند.
اگرچه این به ما مربوط نمی‌شود ولی سال 2003 نمونه F-Cell تمام برقی آن را معرفی کرد. اکثر Aکلاس‌های موجود در ایران متعلق به فیس‌لیفت سال 2008 این خودرو بودند. تغییر چهره‌ای که کمی زبان ظاهری خودرو را گویاتر کرد. تعویض جلوپنجره، رینگ‌ها، سپرها و حتی آینه‌ها باعث شد تا منتقدین بگویند که Aکلاس تقلیدی از Bکلاس است.
سال 2009 یک نمونه منحصر به فرد با «نام ویرایش محدود» به تعداد 5500 دستگاه عرضه شد. این خودرو از نخستین مدل‌های مرسدس بود که با پکیج اقتصادی BlueEFFICIENCY راهی بازار می‌شد. برای آن دو جفت رینگ 16 اینچی 9 پره آلومینیومی نقره‌ای رنگ تدارک دیده شد. باز هم به ما ربطی ندارد ولی سال 2010 نمونه E-Cell آن رونمایی شد. این مدل برقی با یک بار شارژ می‌توانست 200 کیلومتر حرکت کند. بین خودمان باشد ولی Tesla با آن همه دک و پزش از این فناوری مرسدس‌بنز استفاده می‌کرده است. آمار تیراژ نسل دوم نشان می‌دهد که تا سال 2006 بیش از 370 هزار دستگاه، تا 2009 حدود 750 هزار و تا 2012 تقریباً یک میلیون دستگاه از آن تولید و فروخته شده است.

نسل سوم W176
معرفی می‌کنم؛ دوستان، نسل سوم Aکلاس. نسل سوم Aکلاس، دوستان. همین چند ماه پیش در ژنو رونمایی شد. او کپی برابر اصل کانسپتی است به همین نام که در نمایشگاه شانگهای پرده برداری شده بود. در لحظه رونمایی گفتند که A از این به بعد مخفف Attack (حمله) است. خدایی این یکی را راست گفتند. چهره نسل سوم اگرچه خون به جگر می‌کند ولی به کلی از یک دنیای دیگر آمده است. حرف می‌زند. جیغ می‌کشد. نه آلمان، نه تایلند، نه برزیل. از سال 2013 تولیدش را فقط خط تولید مجارستان به عهده می‌گیرد. تا پیش از این Aکلاس برای کسانی بود که خیلی پول نداشتند ولی دلشان بنزسواری می‌خواست. اما حالا با نسل سوم است که این عده به جوانان اسپرت‌پوش و سرخوش تغییر ماهیت داده‌اند. خبر خوب این است که تمام پیشرانه‌های بنزینی این مدل توربوشارژ شده هستند.
جعبه‌دنده‌ها هم یا 6 سرعته دستی و یا 7 سرعته اتوماتیک در نظر گرفته شده‌اند. یکی از مهم‌ترین آپشن‌هایی که روی این مدل دیده می‌شود سیستم نقشه‌یابی 3بعدی است. سیستمی که البته نیاز به ارتباط همیشگی با اینترنت پرسرعت دارد. پورت iPhone در نسل سوم تنها برای شارژ گوشی تعبیه نشده است. با نصب برنامه‌های کاربردی مختلف می‌توان بسیاری از فعالیت‌های پیشرانه را از طریق گوشی تلفن همراه کنترل کرد.
یک حساب سرانگشتی
بیایید ببینیم الان در این دوره زمانه یک مرسدس A200 توربو چقدر می‌ارزد. قیمتش را بین 28 تا 38 هزار دلار می‌گیریم. به ازای دلاری 2000 تومان می‌شود بین 56 تا 76 میلیون تومان. صبر کنید.
هزینه خودروی فرسوده، هزینه حمل و بیمه و انتقال به نام خریدار معادل 4‌درصد کل، مالیات بر ارزش افزوده معادل 5‌درصد کل و کارمزد شرکت معادل 2‌درصد کل قیمت را هم اضافه کنید. خلاصه که می‌شود چیزی حول و حوش 80 تا 100 میلیون تومان. خُب؟
حالا خودتان مقایسه کنید. یک نیسان تینای فولِ فول با پیشرانه 2.5 لیتری 182 اسب‌بخاری در بازار آزاد 82 میلیون تومان است. مزدا3 تیپ 3 با بهترین رنگ و آن پیشرانه دو لیتری 150 اسب‌بخاری‌اش 61 میلیون هم پیدا می‌شود. سوناتای YF 2.4 لیتری 176 اسب‌بخاری را چرا نمی‌گویید که 80 میلیون هم نمی‌شود. نسل جدید کیا اوپتیما با پیشرانه 2.4 لیتری 177 اسب‌بخاری 95 میلیون تومان. تویوتا کمری GLX‌ 2.4 لیتری با 157 اسب‌بخار نیرو هم 67 میلیون. از همین برند ژاپنی، اوریون 3.5 لیتری 268 اسب‌بخاری را می‌بینیم که 85 میلیون تومان است. از این رنوهای تازه‌وارد می‌توانید لتتیود  3.5 لیتری فول را با 241 اسب‌بخار توان زیر 80 میلیون بخرید. حالا سواری‌ها به کنار، یعنی حاضرید از خیر سانتافه 3.5 لیتری 276 اسب‌بخاری 90 میلیون تومانی بگذرید؟ مهم نیست کدام را می‌پسندید. حتی اگر هم مرسدس‌ را بخواهید دیگر در بازار نیست که بخریدش!

مقایسه دو نسل آخر پورشه باکستر


Porsche Boxster 2013Porsche Boxster 2012
پیشرانهشش سیلندر تختشش سیلندر تخت
حجم موتور (سی سی)26872893
قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه)265/6700251/7200
گشتاور (نیوتن متر/دور در دقیقه)280/4400290/4400
شتاب 0-1005/55/9
حداکثر سرعت263263
جعبه دنده7سرعته دو کلاچه6سرعته دستی
میانگین مصرف سوخت----------9/2
قیمت (میلیون تومان)----------حدود 190

من خودم یکی از ‌همان‌هایی بودم که به محض دیدن یک پورشه، از خود می‌پرسیدم: آیا در آن کمپانی عریض و طویل، یک طراح زنده پیدا نمی‌شود؟ کسی که بفهمد چراغ را غیر از گرد، جور دیگری هم می‌شود ساخت. کسی که بداند همه هندسه فقط دایره نیست. اما گویا این بار داستان توفیر دارد. نه.
مثل اینکه کسی حرف‌های ما را شنیده است. مایی که پورشه را دوست داریم. مایی که عاشق فرمان‌پذیری‌اش هستیم. مایی که دلمان نمی‌خواهد قیافه‌اش آنطور باشد. شکر. خدا را شکر پورشه بالاخره تغییرات را شروع کرد. بیایید دعا کنیم این بیماری خوش‌یمن به خانواده 911 هم سرایت کند. آمین.

باکستر چه بود؟
او را بزرگ‌ترین کارخانه اسپرت‌سازی دنیا Porsche‌ می‌سازد. بعد از 550 Spyder نخستین محصولی بود که از ابتدا به صورت روباز عرضه می‌شد. او Boxster است. نسل اولش که سال 1996 آمد با کد 986 شناخته می‌شد. ابتدا کار خاصی از دستش برنمی‌آمد. همینطوری آمده بود که باشد فقط. نه رقیبی داشت و نه به رقیبی می‌خورد. هیچ. دقیقاً با هیچ‌کس کاری نداشت. البته این برای پورشه خیلی هم دلچسب نبود. آنها نمی‌خواستند چیزی بسازند که کسی را تحریک نکند. بنا بر این از پیشرانه اولیه که یک نمونه 2.5 لیتری 210 اسب‌بخاری بود، ناگهان پریدند روی یک پیشرانه 2.7 لیتری 217 اسب‌بخاری.
داستان فقط افزایش حجم و قدرت نبود. شتاب صفر تا 100 نمونه اول 7.6 ثانیه ولی شتاب نمونه دوم 6.4 ثانیه بود. سرعت نهایی اولی 240 ولی سرعت نهایی دومی 253 کیلومتر در ساعت می‌شد. از سال 2000 به این‌ سو که چنین تغییراتی اعمال شد، باکستر کمی جان گرفت. اما هنوز برای درگیری با بزرگان، جوان بود و خام. باکستر از همان ابتدا چهره متفاوتی داشت. با چراغ‌هایی منحنی‌شکل کمی فانتزی‌تر به نظر می‌رسید. چون از دیگر مدل‌ها ارزان‌تر بود، فروشش بیشتر و بیشتر می‌شد. اما پورشه نمی‌خواست فروش بالا ابهت دیگر محصولاتش را زیر سوال ببرد.
قوی‌ترین مدلی که در نسل اول باکستر تولید شد، یک نمونه 3.2 لیتری Sport با 266 اسب‌بخار قدرت بود. روند تولید نسل یک ناگهان در سال 2004 متوقف شد. یک سال طول کشید تا پورشه بتواند خودش را جمع و جور کند و باکستر نسل دوم را عرضه کند. این مدل که با کد 987 معرفی شده است، از همه نظر یک سر و گردن بالاتر نشان می‌داد.
اکنون دیگر آن بچه لوس مامانی قدیم نبود. حالا می‌توانست با آئودی TT سرشاخ شود. حتی گاهی ب‌ام‌و Z4 را نیز به چالش می‌کشید. تا پیش از سال 2009 قوی‌ترین مدل نمونه خانواده باکسترها یک مدل 3.4 لیتری شش سیلندر Hشکل به قدرت 291 اسب‌بخار بود. اما سال 2009 در نمایشگاه لوس‌آنجلس پورشه یک مدل آپگرید از نسل دوم را معرفی کرد. دقیقاً همان مدلی که موفقیت چشم‌گیری در جهان من جمله ایران کسب کرد. این مدل به قدری متفاوت بود که گویی یک نسل جدید روی کار آمده است. روی پیشرانه‌های جدید فناوری DFI (پاشش مستقیم سوخت) نصب شد. سری S مجهز به جعبه‌دنده‌ای 7 سرعته PDK (دو کلاچه) شد. پدید‌ه‌ای که تا آن روز در انحصار رقیب هم‌وطن مرسدس‌بنز مغرور بود.

باکستر چه شد؟
درست در دوازدهم ژانویه سال 2012، پورشه بدون هیچ‌ مقدمه‌ای نسل جدید باکستر را با کد 981 معرفی کرد. خودرویی که بدون شک تعریفی جدید از زبان طراحی پورشه را مطرح می‌کند.
او از همان لحظه تولد تحسین منتقدین سخت‌گیر (مثل خودم!) را برانگیخت. در حالی که مرسدس‌بنز و ب‌ام‌و با افول شدید سطح کیفی طراحی مواجه شده‌اند، این پورشه با آنکه سابقه‌ خوبی نداشت، انصافاً خوش درخشید.

دیسیپلین زیبای خطوط را روی بدنه آن بنگرید. بنگرید چگونه این زوایا با هنری استادانه در آغوش چراغ‌های عقب آرام می‌گیرند. با اینکه قالب چراغ‌های جلو متعهد به سنت طراحی پورشه است اما مغزی آنها با تحولی چشم‌نواز نصب شده است. از اواسط 2012 که به بازار تزریق شود، نسل قبل باید جُل و پلاسش را جمع کند. می‌شود حدس زد چگونه مقابل مرسدس‌بنز SLK‌ مبارزه می‌کند.
اگر شانس بیاورد حتی می‌تواند رویاروی مزدا Miata قرار بگیرد. این باکستر هنوز داغِ داغ است. آنقدر که هنوز مشخصات فنی کاملی درباره‌اش منتشر نشده است. تنها این را می‌دانیم که علاوه بر یک پیشرانه 2.7 لیتری (260 اسب‌بخاری)، یک نمونه 3.4 لیتری (310 اسب‌بخاری) را نیز عرضه خواهد کرد.

باکستر چه دارد؟
آقاجان بیایید درباره همانی که در ایران هم می‌بینیم گپ بزنیم. راستی هیچ می‌دانستید قیمت تک‌تک آپشن‌ها دقیقاً چقدر است؟ به عنوان مثال چرم قرمز روی صندلی 1510 دلار. سیستم تهویه مطبوع چند حالته 525 دلار. گارد فیبر کربنی دور بدنه 1535 دلار. گارد استیل دور بدنه 605 دلار. سیستم LSD (محدودکننده لغزش دفرنسیال) 950 دلار. جعبه‌دنده دوکلاچه 3420 دلار. صندلی‌ گرمکن‌دار 525 دلار. غربیلک گرمکن‌دار 250 دلار. رینگ‌های سفارشی 17 اینچی 390 دلار. رینگ‌های سفارشی 19 اینچی توربو 3675 دلار. فناوری PASM (سیستم مدیریت فعال تعلیق پورشه) 2090 دلار. تشخیص صدا 595 دلار. رادیو ماهواره‌ای XM 750 دلار. چنجر 6 خشابه 650 دلار. رنگ اسپشیال 3140 دلار. صندلی‌های تمام چرم دست‌دوز 4135 دلار و در آخر اگزوزهای اسپرت 2810 دلار. آره برادر هر چقدر پول بدی حلیم می‌خوری.
از اینها که بگذریم می‌رسیم سر چیزهایی که این خودرو خودش به صورت استاندارد دارد. 6 عدد ایربگ دارد. قفل مرکزی، ایموبلایزر سوئیچ و دزدگیر، امنیت را همه‌جانبه تامین می‌کند. فرمان هوشمند هیدرولیکی حساس به میزان سرعت را وقتی در دست می‌گیرید، دیگر نمی‌‌خواهید از آن جدا شوید. یادتان باشد خیلی‌ها در اوج لذت این فرمان را گاز زده‌اند. دکمه‌های کنترلی روی فرمان یک آپشن هزینه‌زا است. تنظیم برقی صندلی‌ها یک قابلیت استاندارد ولی چیپ حافظه آنها یک آپشن است. چراغ‌های جلو زنون . روشن و خاموش شدن خودکار آنها یک استاندارد ولی چرخش مغزی چراغ همراه با پیچ یک آپشن است. کروز کنترل، حسگر باران وسیستم کنترل باد تایر یک قابلیت رایگان روی باکسترهای موجود در ایران است.
رقبای قیمتی
در این قسمت فقط آنان که از نظر قیمت قابل مقایسه هستند،‌ قرار می‌گیرند. مثلاً همین هیوندای سنتنیال. هرگز با باکستر در یک کلاس قرار نمی‌گیرد. ولی حداقل جای تامل دارد. یک سدان آسیایی با امکانات فول و پیشرانه‌ای هشت سیلندر Vشکل به حجم 4.7 لیتر و قدرت 378 اسب‌بخار. گزینه دیگر شاید نزدیک‌تر باشد؛ مرسدس‌بنز C300. پیشرانه‌‌اش 3.5 لیتری شش سیلندر Vشکل به قدرت 341 اسب‌بخار آنقدرها هم بد نیست. این یکی را خوب دقت کنید؛ ب‌ام‌و 523. جدیدترین سدان سری 5. همان که پیشرانه‌اش 3 لیتری شش سیلندر خطی است و 204 اسب‌بخار هم نیرو دارد. از میان شاسی‌بلندها مرسدس‌بنز GLK350 به چشم می‌خورد. یک اس‌یو‌وی سایز متوسط با پیشرانه‌ای 3.5 لیتری که خیل راحت 268 اسب‌بخار نیرو فراهم می‌کند. دست آخر لکسوس RX350 را می‌بینیم که قیمتش روز به روز تغییر می‌کند. بالا می‌رود که پایین نمی‌آید. چون که خوب است. نسل جدیدش با آن پیشرانه 3.5 لیتری می‌تواند  275 اسب‌بخار نیرو تولید کند.