برنامه مونتاژ رنو کلیو در ایران خودرو

بعد از مشکلات فراوانی که پژو بر سر راه شریک دیرینه ایرانی خود درست کرد، چرخش به سوی رنو از طرف ایران خودرو بعید نبود. معاون تولید تندر ایران خودرو خبر از . . .
ادامه موضوع رو از دست ندید

بعد از مشکلات فراوانی که پژو بر سر راه شریک دیرینه ایرانی خود درست کرد، چرخش به سوی رنو از طرف ایران خودرو بعید نبود. معاون تولید تندر ایران خودرو خبر از . . .
ادامه موضوع رو از دست ندید

شرکت فرانسوی رنو که آخرین شریک باقیمانده صنایع خودروسازی ایران در شرایط فعلی فشار و تحریم محسوب می شود، بخاطر مشکلات مربوط به دریافت مطالبات خود تهدید به خروج از ایران و توقف تولید محصولات نموده است. رنو تهدید کرده حداکثر تا دو ماه آینده و در صورت عدم دریافت مبالغ قطعات، تولید محصولات مربوط به خود را در ایران تعطیل می کند.
چپیش از این قرار بود بعلت مشکلات در مبادلات ارزی، رنو بخشی از طلب خود را از شرکت توتال فرانسه دریافت کند زیرا این شرکت نفتی به ایران بدهکار است اما از پرداخت بدهی خود نیز سرباز می زند.

دومین پیشرانه این خودروها موتور 1.2 لیتری بنزینی با قدرت 75 اسب بخار و مصرف 5.9 لیتر است که 137 گرم CO2 تولید می کند. اگر ورژن LPG همین پیشرانه را سفارش دهید میزان آلایندگی آن به حدود 120 گرم در هر کیلومتر خواهد رسید.
حال به سراغ موتور 1.5 لیتری دیزلی می رویم که در دو مدل قابل سفارش است؛ 75 اسب بخار با 200 نیوتن متر در دور 1,750rpm یا 90 اسب بخار با 220 نیوتن متر گشتاور و مصرف 3.8 لیتر.
داچیا برای هر دو مدل از سیستم چندرسانه ای Plug&Radio بصورت استاندارد بهره گرفته که دارای امکاناتی نظیر پخش CD/MP3 با اتصال USB و ارتباط بلوتوث است. همچنین برای نمایشگر هفت اینچی لمسی خودرو سیستم راهیابی MEDIA NAV نیز بصورت سفارشی قابل دسترس است.| Renault Laguna Coupe | Hyundai Genesis Coupe | |
| پیشرانه | 6 سیلندرVشکل | 6 سیلندرVشکل |
| حجم موتور (سی سی) | 3498 | 3778 |
| قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه) | 245/6000 | 306/4700 |
| گشتاور(نیوتن متر/دور در دقیقه) | 330/4400 | 361/4700 |
| شتاب 0-100 | 7/4 | 6/1 |
| حداکثر سرعت | 245 | 240 |
| میانگین مصرف سوخت | 10 | 6 سرعته خودکار |
| جعبه دنده | 6 سرعته خودکار | 10/4 |
| قیمت (میلیون تومان) | 94 | 94 |


علاقه به خودروی کوپه و اسپرت، خصوصا انواع سریع آنها، مسئله ای نیست که مورد توجه یک جوان دوستار خودرو نباشد، اما اینجا تعداد افرادی که می توانند پورشه های 200-300 میلونی را خریداری کنند آنقدر انگشت شمار است که آرزویی دست نیافتنی به نظر می آید. تکلیف چیست؟ باید کلا این داستان را فراموش کرد؟ آن هم در بازاری که حق انتخاب زیادی وجود ندارد تا حداقل بخشی از خواست شما را جامه عمل بپوشاند، یا نقطه امیدی وجود دارد؟ بدون شک در چنین شرایطی حتی یک جرقه و یک محصول می تواند نوید بخش تجربه ای متفاوت باشد و اگر هیوندای کوپه 167 اسبی دفرانسیل جلو با ضعف هایش نتوانست دوست داران خودرو های کوپه در کشورمان را راضی کند و یا سراتو کوپ 156 اسبی مانند بره ای در لباس گرگ است! اما کوپه 306 اسب بخاری دفرانسیل عقب هیوندای دنیای جدیدی را به روی اسپرت دوستان طبقه متوسط کشور گشود. دنیایی که نام آن جنسیس کوپه است. اما در میان یکه تازی جنسیس کوپه در بازار کشورمان، رقیب فرانسوی از راه رسید که مدعی است اگر چه قابلیت های دینامیکی جنسیس کوپه را ندارد، ولیکن ویژگی ها و برتری های خاص خود را خواهد داشت، تا ببینیم رویارویی این دو کوپه فرانسوی و کره ای، در این جا به کجا می رسد؟
جنسیس کوپه در نمای ضاهری، ترکیبی از شاخصه های جذاب و آزار دهنده است. هر قدر طراحی قسمت عقب، اسپویلر در صندوق بار و لبه برجسته جانبی گلگیر های آن جذاب است، طراحی جلو پنجره و آینه های جانبی آن انتقاد برانگیز است و این روایت در داخل کابین نیز جریان دارد. طراحی خوب صندلی های جلو به همراه طرح کلی داشبورد در مقابل عدم جذابیت نوشته های صفحه نمایش دهنده و غربیلک فرمان ساده آن قرار می گیرد. تا فراموش نکنید که با یک خودرو کوپه مواجه هستید که قرار است ارزان باشد. البته در کشور مان این گونه نیست! تمامی این داستان ها با فشار دکمه استارت و شنیدن غرش بم و البته حضور پدال های تعویض دنده در پشت فرمان و شتابگیری تحسین برانگیزش به فراموشی سپرده می شود و همه اینها در شرایطی است که رقیب فرانسوی یعنی لاگونا کوپه در قابلیت های حرکتی بیشتر شبیه یک کوپه نیمه لوکس است تا یک کوپه اسپرت. پشت فرمان معمولی، نشان دهنده های معمولی تر و اهرم دنده ساده از یک سو و نحوه قرار گیری راننده پشت فرمان به همراه خروجی های اگزوز در طرفین سپر عقب که تاثیر اکوستیکی از آن ها دیده نمی شود، باعث می شود تا در صورت سوار شدن به آن با چشمان بسته، هرگز حضور در یک خودرو کوپه را تشخیص ندهید.
در چنین شرایطی و در حالی که جنسیس کوپه روی قابلیت دینامیکی خود که یک قربانی بدون دفاع از لاگونا می سازد تاکید دارد، لاگونا نیز به کیفیت رانندگی و کنترل بهتر، صندوق بار بزرگتر، صندلی عقب جادار تر و البته نفوذ کمتر صدا به کابین و کیفیت بالا تر اشاره می کند تا بدین ترتیب ظاهر فاقد جذابیت و کابینی که شباهت به خودرو های کوپه اسپرت ندارد را به فراموشی بسپارد.
جنسیس کوپه با بهایی کمتر از نصف قیمت یک پورشه باکستر و کایمن و حدود یک چهارم پورشه 911، می تواند موجب آزار و اذیت آنها در لحظاتی شود. اگر چه در نهایت برتری با جنسیس نخواهد بود اما لاگونا کوپه بایستی در خیابان ها به جان کیا سراتو کوپ بیفتد، که بهایی کمتر از آن دارد.
در حالی که گونه تک دفرانسیل لاگونا با بهای 94 میلیونی هم قیمت نمونه صفر کیلومتر جنسیس کوپه ای است که زمانی 57 میلیون تومان قیمت داشت، گونه دو دفرانسیل آن بهای 115 میلیونی دارد آن هم در شرایطی که گفته می شود در ماه های آینده جنسیس کوپه فیس لیفت شده با بهایی کمتر از یکصد میلیون تومان با توان 348 اسب بخار و جعبه دنده هشت سرعته در کشورمان ارائه خواهد شد. در چنین شرایطی و با در نظر داشتن این نکته که اصولا خودرو های فرانسوی گران قیمت همواره در کشورمان در نمونه های دست دوم با مشکل فروش مواجه هستند، حال اگر این خودرو فرانسوی از نوع کوپه باشد مشکل دو چندان خواهد شد. منطق کاملا حکم می کند که به سراغ جنسیس کوپه بروید خصوصا با با وجود قطعات یدکی ارزان تر اما اگر طالب خودرویی با قابلیت های حرکتی مناسب، راحتی بیشتر و کیفیت سواری بهتر بوده و مشکلی نیز با لوگوی لوزی شکل رنو روی یک خودرو یکصد میلیون تومانی ندارید و البته سن شما از دریفت زدن در سر چهار راه ها وو مسابقه شتاب پس از سبز شدن چراغ گذشته است، اما همچنان طالب یک خودرو کوپه هستید، لاگونا می تواند انتخاب شما باشد اگر چه که شاید با این دیدگاه بهتر باشد به سراغ نمونه های دست دوم ب ام و سری 3 و مرسدس بنز CLK بروید و در نهایت یک دستگاه جنسیس کوپه با دارا بودن دو آپشن ترمز های برمو و چراغ های زنون بروید که در نمونه های شرکتی آن وجود ندارد و البته انتخاب یک رنگ بدنه جذاب می تواند هر بار که آن را می رانید، شبحی از یک فراری ارزان شده در بازاری بدون حق انتخاب را برای شما تداعی می کند.
| Kia Cadenza | Renault Latitude | |
| پیشرانه | 6 سیلندرVشکل | 6 سیلندرVشکل |
| حجم موتور (سی سی) | 3470 | 3498 |
| قدرت(اسب بخار/دور در دقیقه) | 286/6600 | 241/6000 |
| گشتاور(نیوتن متر/دور در دقیقه) | 338/5000 | 330/4200 |
| شتاب 0-100 | 7/2 | 8/4 |
| حداکثر سرعت | 230 | 240 |
| جعبه دنده | 6 سرعته اتوماتیک | 6 سرعته اتوماتیک |
| میانگین مصرف سوخت | 9/3 | 9/9 |
| قیمت (میلیون تومان) | 72/200 | حدود 73 |
![]()
![]()


نه مقدمه ای نه تاریخچه ای. فقط اطلاعات به درد بخور. اگر هفتاد و سه چهار میلیون دارید، بخوانید و بروید بخرید. امروز بخرید. فردا دیر است. خیلی دیر است.
برنامه چیست؟
می بینید که کیا کدنزا را مقابل رنو لتیتود قرار دادیم. خیلی روشن و شفاف. یک آسیایی برابر یک اروپایی.
کدنزا کیست؟
نام اصلی اش K7 ولی به Cadenza مشهور است. جانشین Opirus. خدا را شکر رفت. با آن چراغ هایش. کدنزا زیبا است. کسی در این مورد شکی، حرفی، حدیثی، چیزی دارد؟ او را سر طراح قدیمی آئودی طراحی کرده است. همه کره می سازدش هم قزاقستان. معلوم نیست اطلس خودرو از کجا می آوردش.
کدنزا چه دارد؟
در ایران اوپیروس 3/8 لیتری گل کرده بود. ولی جانشینش را با پیشرانه 3/5 لیتری آوردند. شاید حجمش کمتر باشد ولی قدرتش بیشتر است. کدنزا اولین محصول کیا است که با سیستم تعلیق حرفه ای چند پیونده و بازو های مک فرسون در جلو تولید می شود. چی کار دارید که این سیستم ها چگونه کار می کنند. مهم این است که از قبل خیلی بهتر شده اند. وقتی سیستم تعلیق بهتر شود، هندلینگ هم بهتر می شود.
کدنزا کلا 10 کیسه هوا دارد. یعنی تقریبا غیر از جاسیگاری، هنگام تصادف هم جای خودرو باد می کند. پس از مدتها روی یکی از فرزندان کیا سیستم Keyless Go Starter را دیدیم. یعنی باز و بسته کردن درب ها و هم چنین روشن و خاموش کردن پیشرانه بدون سوئیچ. روی سیسنم ترمزش ABS، EBD و ESP دیده می شود. با دکمه های روی فرمانش می شود سیستم صوتی Infiniti که یک چنجر 6 خشابه هم دارد را کنترل کرد. تنظیم برقی و گرمکن صندلی های جلو، صندلی های عقب با قابلیت تا شدن، کمربندی پیش کشنده و پشت سری های هوشمند را هم به امکانات استانداردش اضافه کنید. سرد کن صندلی جزو آپشن های پولی است. آینه های برقی گرمکن دار با شیشه های الکتروکرومیک این خودرو مشتری را ذوق زده می کند.
می گویند شیشه های جلو کدنزا یخ زدا هستند. چگونه می شود این یکی را تست کرد؟ در ضمن سقف پانوراما برای این خودرو یک آپشن است نه استاندارد. مه شکن و چراغ های زنونش راننده مقابل را کور می کند. آخرین امکانات مهم این خودرو دوربین عقب و نمایشگر روی آینه است. کیا کدنزا 60 ماه یا 160 هزار کیلومتر گارانتی شده است.
چرا باید کدنزا بخریم؟
اولین دلیلش امکانات بیشترش است. بعد هم اینکه 12 سانتی متر طویل تر از قبل شده است. طراح با شکل این خودرو کاری کرده است که ضریب اصطکاک آن به 0/29 واحد رسیده است که در نوع خود عالی است. صندلی های بزرگ و نرمی دارد. جعبه دنده اش با پیشرانه هم خوانی عجیبی دارد. سرعت پاسخ گویی اش برای معکوس فوق العاده است. فرمان پذیری اش هم ای بد نیست. خلاصه اینکه با توجه به رقبایش و با در نظر گرفتن نسبت امکانات به قیمت، خودرو مناسبی است.
چرا نباید کدنزا بخریم؟
با اینکه حجم موتورش 0/3 لیتر و وزنش 59 کیلوگرم از اوپیروس سبک تر شده، ولی مصرفش هنوز بی رحمانه بالاست. دلتان می خواهد از آپشن های گفته شده هیچ یک را نمی داشت ولی حداقل روی داشبورد. پلاستیک شکل لواشک را قرار نمی داد. آپنه بغل های این خودرو خیلی کوچک اند. انگار روی خاور آینه های رنو5 نصب شود. ایراد بعدی این خودرو مثل همیشه انتقال قدرت FWD آن است. سدان سایز بزرگ با پیشرانه حجم بالا نباید و نمی تواند محور متحرکش روی چرخ های جلو باشد. گفتیم فرمان پذیری اش بد نیست. اما نگفتیم تا چه سرعتی. با کدنزا تا 120 کیلومتر را بدون هیچ نگرانی طی کنید. بعد از 120 تا 150 کمی مراقب باشید. از 150 تا 190 را خیلی بیشتر مراقب باشید. از 190 به بعد فقط به خدا توکل کنید. حتی یک میلی متر هم نباید فرمان را تکان داد. قیژ قیژ لاستیک مغز را سوراخ می کند.
لتیتود کیست؟
یک نوع رنو است. به معنی تحت الفظی آزادی عمل. مثل همه رنو های دیگر. از همان هایی که مشتری هایش آدم های مرموزی هستند. او پلت فرم مشترکی با نیسان Altima دارد. فرانسوی که روح ژاپنی دارد. چه معجونی شود. پس از رونمایی در مسکو روسیه، راهی بازار های آسیایی، آفریقایی، خاورمیانه، روسیه و ترکیه می شود. پس قلب اروپا و آمریکا چه می شود.
لتیتود چه دارد؟
کلا 8 عدد کیسه هوا دارد. از آن مدل هایی که واقعا کار می کنند. روی ترمزش علاوه بر همه سیستم هایی که کدنزا داشت، EBA را نیز اضافه دارد. فرمان تلسکوپی اش را آن طور که می خواهید در چهار طرف اصلی و داخل و بیرون هدایت کنید. عجیب است که روی چنین خودرویی دزدگیر نصب شده است. می دانید و می دانیم که رنو ها به سیستم تهویه مطبوع داخلی خوبی مشهور اند. لتیتود هم با استفاده از فیلتر های پلاسما فضای دل انگیزی را برای سرنشین فراهم می کند. تازه این در حالی است که خودش خوش بو کننده هوا نیز دارد. سیستم صوتی اش با مارک Bose از لحاظ بلندی صدا به پای رقیب نمی رسد ولی شکل و شمایل بهتری دارد. غلو نکنیم کیفیت صدایش به لطف آپلی فایر خیلی هم بد نیست. نصب مانیتور TV و DVD یک آپشن پولی محسوب می شوند.
صندلی هایش معرکه هستند. تنظیم برقی، گرم کن، گودی کمر، حافظه و روکش ضد عرق قابلیت های تعبیه شده روی صندلی اش هستند. با اینکه آینه هایش تنظیم برقی و گرمکن دارند ولی سیستم تاشو را باید سفارش داد. سان روف، پانوراما یا ساده به انتخاب خودتان نصب می شود. در جریات باشید که نگین خودرو این محصولش را 36 ماه تا 60 هزار کیلومتر گارانتی می کند. یونیزه کننده دو حالته سوپر پلاسمای سامسونگ در کنار سیستم تهویه مطبوع سه منطقه ای کاری می کند که شما از خودرو پیاده نشوید.
چرا باید لتیتود بخریم؟
او اولین خودرو در کلاس خودش (سگمنت D) است که مجهز به سیستم ناوبری و فرماندهی راننده موسوم Tom Tom شده است. این ناوبری را سامسونگ با هنرمندی تمام برایش طراحی کرده است. اروپایی است و به همین خاطر کیفیت قطعاتش تضمین شده است. اما عجیب است که گارانتی اش از طرغ آسیایی کمتر است. با این خودرو حس می کنید روی 1615 کیلو گوشت نشسته اید. خودرو به طرز وحشتناکی به زمین می چسبد. خودتان را به در و دیوار نکوبید الکی چپ نمی کنید.
چرا نباید لتیتود بخریم؟
نکته عجیبی در باره این خودرو باید مطرح شود. سرنشین عقب اگر بخوابد خیلی راحت تر قرار می گیرد تا اینکه طبیعی بنشیند. یا اصلا نباید افراد بالای 13 سال را سوارش کرد. دست آخر اینکه هزینه تعمیرات یک دستگاه بوئینگ 747 از رنو لتیتود کم تر است!
| رنو تندر 90 | فبات سی ینا | |
| پیشرانه | چهار خطی DOHC | چهار خطی DOHC |
| حجم موتور (سی سی) | 1598 | 1368 |
| قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه) | 105/7750 | 77/6000 |
| گشتاور(نیوتن متر/در دقیقه) | 148/3750 | 115/3000 |
| شتاب 0-100 | 10/2 | 13/5 |
| حداکثر سرعت | 183 | 162 |
| حعبه دنده | پنج سزعته دستی | پنج سزعته دستی |
| میانگین مصرف سوخت | 7/1 | 6/2 |
| قیمت (میلیون تومان) | 15 | 17 |


دو خودرویی که امروز رو در روی یک دیگر قرار گرفته اند، اگرچه جزء محصولات نسبتا جدیدتر صنعت خودرو کشورمان هستند و هر کدام نیز ویژگی های خاص خود را دارند، اما نتوانسته اند انتظارات را در امر فروش برآورده کنند. در یکسو بهترین، کامل ترین و گرانترین تیپ تندر با کد E2 قرار دارد که پرفروش ترین مدل آن بوده است. این خودرو در چهارمین سال حضورش در بازار خودرو کشورمان کاملا جا افتاده و به لطف ویژگی به نام تناسب قیمت، خریداران خود را یافته اند اما فراز و نشیب های پی در پی آن که به دلیل عملکرد سازندگان وطنی است موجب شده تا بازار فروش آن نیز تحت تاثیر قرار گیرد ولیکن کاملا پتانسیل آن را دارد تا بسیار بیشتر از میزن فعلی به فروش برسد. در سوی دیگر فیات سی ینا قرار دارد، خودرویی که اگر چه آن هم با مشکل تولید روبرو است اما به عنوان یک خودروی جدید نتوانسته در بازار برای خودش اسم و رسمی بیاید که این که این مسئله ناشی از چند عامل است. عواملی همچون عدم مقبولیت لازم نشان فیات در کشورمان و عدم تناسب قیمت با ویژگی های فنی، در چنین شرایطی به نظر می رسد که فیات سی ینا دچار اعتماد به نفس کاذب است که با پیشرانه 77 اسب بخاری و البته قیمت گران تر، رو در روی تندری قرار گرفته که از نظر ارزش کالا در مقابل وجه پرداختی بهترین انتخاب در محدوده زیر 20 میلیون تومان است اگرچه که طراحی ظاهری قدیمی، عدم تناسب ابعاد بدنه و کابین کسل کننده اش از از نقاط ضعف آن هستند.
سی ینا در طراحی کابین بهتر از تندر بوده و ترکیب رنگ کابین و کیفیت آن نیز مقبول تر است، اما پیشرانه 1/4 لیتری آن علیرغم مصزف سوخت بسیار اقتصادی هیچ حرفی در مقابل پیشرانه 1/6 لیتری و البته اقتصادی تندر برای گفتن ندارد. تجهیزات کابین دو خودرو در یک سطح است. اگر چه برخی جزئیات در سی ینا بهتر طراحی شده اند اما در مقابل نحوه جا رفتن دنده عقب آن تعجب برانگیز است! فضای کابین فیات در ابعاد خود قابل قبول بوده اما در مقایسه با کابین آکواریومی! تندر کاملا کوچک است.
جالب است اکثر خریداران فیات، اصرار عجیبی دارند که آن را خودرویی خوب بنامند که البت از برخی جهات همچون کیفیت ساخت و استهلاک در درازمدت اینگونه نیز هست. تندر90 در مدت حضورش در بازار کشورمان نشان داده کیفیت فنی و ساخت بسیار خوبی در بخش قطعات فنی دارد که قطعا بخشی از آن ناشی از نظارت زنو بر ساخت قطعات این خودرو است. تندر 90 در تیپ E2 خودرویی با قوای حرکتی خوب، ایمنی قابل قبول، فضای داخلی بزرگ، تجهیزات مناسب و قیمت متناسب است و تنها این افسوس باقی می ماند که دو فاکتور راحتی و جذابیت در رانندگی در آن به چشم نمی خورد. قوای حرکتی حداقل، قیمت نامتناسب،در مقابل فیات با بازار فروش نامطلوب و البته کیفیت ساخت و تجهیزات مناسب است که نتوانسته موفقیتی در بازار خسته کننده خودروهای یک نواخت زیر 20 میلیون تومان کسب نماید و سازنده وطنی اش قصد دارد تا با عرضه گونه هاچ بک آن شانسش را دوباره بیازماید البته به شرط آن که در ابندا فکری به حال قیمت فروش آن کند و یا حداقل پیشرانه آن را به گونه 1/6 لیتری 112 اسب بخاری تغیر دهد.
شاید نیاز نباشد بگوییم که برتری نصیب کدامیک خواهد شد چون چند لحظه نگاه کردن به جدول مقایسه مشخصات فنی و قیمت دو خودرو حتی در صورتی که متن زیر را نخوانده اید، برنده این رویارویی را مشخص خواهد کرد. اگرچه فیات اصلا قصد کوتاه آمدن ندارد.