نسخه آمریکایی کیا فورت 2014

کیا نسخه آمریکایی سراتو یا K3 را برای عرضه در اوایل سال آینده، رونمایی کرد. نسل سوم این خودرو اندکی...
ادامه موضوع رو از دست ندید

کیا نسخه آمریکایی سراتو یا K3 را برای عرضه در اوایل سال آینده، رونمایی کرد. نسل سوم این خودرو اندکی...
ادامه موضوع رو از دست ندید


بالاخره سومین عضو خانوادهٔ ceed هم از راه رسید، که قرار است بزودی در نمایشگاه پاریس رونمایی شود. چند روز پیش کیا چند تصویر از این خودرو منتشر کرد. کیا پس از تولید سید های خسته کننده، این بار کیا سید را با چهره ای جذاب تر و اسپرت تر تولید خواهد کرد که بیشتر مورد پسند مشتریان قرار خواهد گرفت.
همانند کیا pro_cee’d قدیمی، این ماشین هم دارای سه درب می باشد، اما با ظاهری بروز تر. فرم سقفش هم به نوعی خودرو را از سایر سید ها متمایز می کند، همچنین چراغ های جدید و طرز قرار گرفتن لامپ ها، و افزودن قطعات کرومی به جلو پنجره به زیبایی خودرو می افزایند؛ اما در عقب هم تغییراتی ایجاد شده است، که می توان چراغ های جدید کلیوی بجای چراغ های نوک نیز و لبه دار را نام برد، این چراغ ها دارای لامپ های قرمزی هستند که با رنگ براق و آرایش یکدستشان ظاهری جذاب تر به سید بخشیده اند.
اگرچه طرح pro_cee’d تقریباً با گونهٔ پنج درب یکسان است، اما تغییراتی هوشمندانه ای که در بخش هایی نظیر چراغ های عقب و جلو، نیم رخ خودرو و همین طور در مه شکن عقب و زیر سپر جلو و عقب صورت گرفته است که باعث شده تا این نسخه ظاهری متمایز از سایر مدل ها داشته باشد. البته با رینگ های آلیاژی 18 اینچی!
اما سری به زیر کاپوتش بزنیم، پیشرانه آن با گونه استیشن و هاچ بک 5 درب تفاوتی ندارد، این خودرو از دو پیشرانه دیزلی CRDi استفاده خواهد کرد که قارد هستند بین 90 تا 135 اسب بخار نیرو تولید کنند، البته لازم به ذکر است که کیا تصمیم دارد به زودی یک پیشرانه چهار سیلندر 1.6 لیتری توربو شارژدار T-GDI هم روی این خودروی دوست داشتنی نصب کنند این موتور قادر است 185 اسب بخار نیرو تولید کند.
یک موتور 1.6 لیتری توربوی بنزینی هم با قدرت 200 اسب بخار و برای عرضه در تابستان آینده برای این اتومبیل در نظر گرفته شده است. این خودرو در کلاس هاچ بک اسپرت شهری کوچک قرار خواهد گرفت؛ و قرار است پس از رونمایی در پاریس، در بهار 2013 به فروش برسد.
| Peugeot 405 | Kia Rio | |
| پیشرانه | 4 سیلندر خطی | 4 سیلندر خطی |
| حجم موتور (سی سی) | 1761 | 1493 |
| قدرت(اسب بخار/دور در دقیقه) | 97/6000 | 96/5500 |
| گشتاور(نیوتن متر/دور در دقیقه) | 148/3500 | 136/4500 |
| شتاب 0-100 | 11/9 | 11/6 |
| حداکثر سرعت | 182 | 175 |
| جعبه دنده | 5 سرعته دستی | 5 سرعته دستی |
| میانگین مصرف سوخت | 9 | 7/8 |
| قیمت (میلیون تومان) | 13/8 تا 14/7 | 14/4 |


این را بایستی از خوبی های صنعت خودرو کشورمان دانست که تولید یک محصول سال های طولانی در جریان است و به این ترتیب این فرصت را برای نسل های مختلف فراهم می کند تا تجربه هایی مشابه را با یک خودرو داشته باشند!
حکایت این ماجرا این بار پژو 405 است. زمانی که این خودرو گام به ایران گذاشت نگارنده هنوز به دنیا نیامده بودم و اکنون 17 سال دارم و 405 همچنان در کشورمان تولید می شود. به هر حال خودرو برگزیده سال 1988 اروپا اکنون سال هاست که دیگر خسته کننده شده و جذابیتی ندارد خصوصا با آن افت کیفی که به آن دچار شده است ولی ضاهرا وقتی که حق انتخاب ها محدود است چاره ای برای مصرف کننده نخواهد بود وگرنه چند سال قبل که ماجرای آتش سوزی 405 ها به خبر هر روزه تبدیل شده بود واقعا چه دلیلی داشت خریداری برای این خودرو باقی بماند. چون به نظر نمی رسید افراد زیادی به ماجرا جویی علاقه مند باشند! گذشته از این موارد هنوز هم 405 دومین خودرو پر فروش سازنده اش است تا ثابت کند که محصولات جدید عرضه شده از سوی سازنده وطنی نتوانسته اند جای آن را بگیرند، اما حکایت کیا ریو در آن سوی این رقابت کمی متفاوت است. ریو از سال 1383 در کشورمان به تولید رسید و در واقع ورود آن به ایران هم زمان بود با عرضه نسل جدیدش در بازار های جهانی و خروج این مدل از لیست تولیدات کیا موتورز، اما با این اوصاف در طول این سال ها به دلیل تولید محدودتر نسبت به رقبای ایران خودرویی اش همواره محصولی متفاوت محسوب می شد حتی اگر این متفاوت بودن به معنای برتری آن نبود، اما در حالی که تعدادی از گونه اتوماتیک آن با کیسه هوا ارائه شد و این محصول در بازار های معتبر در زمان حضورش دارای کیسه هوا بود ولی کیا موتورز رضایت به نصب کیسه هوا روی آن نداد تا بر خلاف میل سازنده وطنی ریو در پایان سال 1390 با تولید در ایران خدا حافظی کند و به نوعی سایپا را به دردسر و بحران حذف محصول بیاندازد چون در حالی که 18 ماه از پایان تولید زانتیا می گذرد هنوز جایگزینی برای آن از سوی سایپا ارئه نشده و اکنون ریو نیز به همین سرنوشت دچار شد. کیا ریو با پیشرانه کم حجم تر نسبت به پژو 405 در شتابگیری چابک تر از آن است اما در کشش ثانویه دو خودرو پای به پای هم عمل می کنند ضمن آنکه در حالی که 405 از سر و صدا های اضافه در کابین و افت محسوس کیفیت ضاهری وقتی در سال های اخیر رنج می برد کیا ریو همچنان با مشکل نفوذ زیاد صدای پیشرانه به داخل کابین و البته کیفیت پایین جلو داشبورد روبرو است. 405 دارای کابینی وسیع تر است ضمن آنکه تجهیزات بیشتری را نیز به همراه دارد در حالی که ریو از کیفیت ساخت یکنواخت تر بهره برده و کیفیت عملکرد برخی تجهیزات آن همانند کولرش نسبت به 405 بهتر است.
اگر در انتخاب میان این دو دچار شک هستید می توانید با پاسخ به چند سوال انتخاب قطعی خود را مشخص کنید. آیا خانواده ای 5 نفره دارید؟ آیا قیمت ارزان تر قطعات یدکی اولویت شماست حتی اگر کیفیت آنها پایین تر باشد؟ آیا فراوانی یک خودرو در سطح خیابان ها برای شما مهم نیست؟ اگر پاسخ شما به چنین پرسش هایی مثبت است 405 می تواند انتخاب شما باشد. اگر چه توصیه نمی شود به سراغ مدل ارتقاء یافته آن یعنی SLX بروید چون برخی ناهمخوانی های آن همچون پروژکتور های داخل سپر جلو یا نمایشگر ساعت روی داشبورد واقعا تو ذوق می زند و هنوز هم انتخاب GLX همانطور که بازار فروش نشان داده می تواند قابل قبول تر باشد.
اما اگر پاسخ شما به سوالاتی مانند: می خوام مشابه خودرو ام در خیابان ها کمتر باشد؟ شتابگیری خودرو جزء نکات مهم برایم است؟ خانوادهای 3 یا 4 نفره دارم و پرسش هایی از این قبیل مثبت است کیا ریو می تواند انتخاب شما باشد. البته فراموش نکنید که ریو در شرف پایان تولید است و به همین دلیل قیمت خود را در مدل های دست دوم بهتر از 405 که معلوم نیست چه زمانی تولیدش به پایان می رسد حفظ خواهد کرد و در حالی که تولید 405 اکنون بیش از 100 هزار دستگاه در سال است کل تولید کیا ریو از ابتدای تولید (1383) تا پایان تولید (1390) به 100 هزار دستگاه نمی رسد.
| Kia Cadenza | Renault Latitude | |
| پیشرانه | 6 سیلندرVشکل | 6 سیلندرVشکل |
| حجم موتور (سی سی) | 3470 | 3498 |
| قدرت(اسب بخار/دور در دقیقه) | 286/6600 | 241/6000 |
| گشتاور(نیوتن متر/دور در دقیقه) | 338/5000 | 330/4200 |
| شتاب 0-100 | 7/2 | 8/4 |
| حداکثر سرعت | 230 | 240 |
| جعبه دنده | 6 سرعته اتوماتیک | 6 سرعته اتوماتیک |
| میانگین مصرف سوخت | 9/3 | 9/9 |
| قیمت (میلیون تومان) | 72/200 | حدود 73 |
![]()
![]()


نه مقدمه ای نه تاریخچه ای. فقط اطلاعات به درد بخور. اگر هفتاد و سه چهار میلیون دارید، بخوانید و بروید بخرید. امروز بخرید. فردا دیر است. خیلی دیر است.
برنامه چیست؟
می بینید که کیا کدنزا را مقابل رنو لتیتود قرار دادیم. خیلی روشن و شفاف. یک آسیایی برابر یک اروپایی.
کدنزا کیست؟
نام اصلی اش K7 ولی به Cadenza مشهور است. جانشین Opirus. خدا را شکر رفت. با آن چراغ هایش. کدنزا زیبا است. کسی در این مورد شکی، حرفی، حدیثی، چیزی دارد؟ او را سر طراح قدیمی آئودی طراحی کرده است. همه کره می سازدش هم قزاقستان. معلوم نیست اطلس خودرو از کجا می آوردش.
کدنزا چه دارد؟
در ایران اوپیروس 3/8 لیتری گل کرده بود. ولی جانشینش را با پیشرانه 3/5 لیتری آوردند. شاید حجمش کمتر باشد ولی قدرتش بیشتر است. کدنزا اولین محصول کیا است که با سیستم تعلیق حرفه ای چند پیونده و بازو های مک فرسون در جلو تولید می شود. چی کار دارید که این سیستم ها چگونه کار می کنند. مهم این است که از قبل خیلی بهتر شده اند. وقتی سیستم تعلیق بهتر شود، هندلینگ هم بهتر می شود.
کدنزا کلا 10 کیسه هوا دارد. یعنی تقریبا غیر از جاسیگاری، هنگام تصادف هم جای خودرو باد می کند. پس از مدتها روی یکی از فرزندان کیا سیستم Keyless Go Starter را دیدیم. یعنی باز و بسته کردن درب ها و هم چنین روشن و خاموش کردن پیشرانه بدون سوئیچ. روی سیسنم ترمزش ABS، EBD و ESP دیده می شود. با دکمه های روی فرمانش می شود سیستم صوتی Infiniti که یک چنجر 6 خشابه هم دارد را کنترل کرد. تنظیم برقی و گرمکن صندلی های جلو، صندلی های عقب با قابلیت تا شدن، کمربندی پیش کشنده و پشت سری های هوشمند را هم به امکانات استانداردش اضافه کنید. سرد کن صندلی جزو آپشن های پولی است. آینه های برقی گرمکن دار با شیشه های الکتروکرومیک این خودرو مشتری را ذوق زده می کند.
می گویند شیشه های جلو کدنزا یخ زدا هستند. چگونه می شود این یکی را تست کرد؟ در ضمن سقف پانوراما برای این خودرو یک آپشن است نه استاندارد. مه شکن و چراغ های زنونش راننده مقابل را کور می کند. آخرین امکانات مهم این خودرو دوربین عقب و نمایشگر روی آینه است. کیا کدنزا 60 ماه یا 160 هزار کیلومتر گارانتی شده است.
چرا باید کدنزا بخریم؟
اولین دلیلش امکانات بیشترش است. بعد هم اینکه 12 سانتی متر طویل تر از قبل شده است. طراح با شکل این خودرو کاری کرده است که ضریب اصطکاک آن به 0/29 واحد رسیده است که در نوع خود عالی است. صندلی های بزرگ و نرمی دارد. جعبه دنده اش با پیشرانه هم خوانی عجیبی دارد. سرعت پاسخ گویی اش برای معکوس فوق العاده است. فرمان پذیری اش هم ای بد نیست. خلاصه اینکه با توجه به رقبایش و با در نظر گرفتن نسبت امکانات به قیمت، خودرو مناسبی است.
چرا نباید کدنزا بخریم؟
با اینکه حجم موتورش 0/3 لیتر و وزنش 59 کیلوگرم از اوپیروس سبک تر شده، ولی مصرفش هنوز بی رحمانه بالاست. دلتان می خواهد از آپشن های گفته شده هیچ یک را نمی داشت ولی حداقل روی داشبورد. پلاستیک شکل لواشک را قرار نمی داد. آپنه بغل های این خودرو خیلی کوچک اند. انگار روی خاور آینه های رنو5 نصب شود. ایراد بعدی این خودرو مثل همیشه انتقال قدرت FWD آن است. سدان سایز بزرگ با پیشرانه حجم بالا نباید و نمی تواند محور متحرکش روی چرخ های جلو باشد. گفتیم فرمان پذیری اش بد نیست. اما نگفتیم تا چه سرعتی. با کدنزا تا 120 کیلومتر را بدون هیچ نگرانی طی کنید. بعد از 120 تا 150 کمی مراقب باشید. از 150 تا 190 را خیلی بیشتر مراقب باشید. از 190 به بعد فقط به خدا توکل کنید. حتی یک میلی متر هم نباید فرمان را تکان داد. قیژ قیژ لاستیک مغز را سوراخ می کند.
لتیتود کیست؟
یک نوع رنو است. به معنی تحت الفظی آزادی عمل. مثل همه رنو های دیگر. از همان هایی که مشتری هایش آدم های مرموزی هستند. او پلت فرم مشترکی با نیسان Altima دارد. فرانسوی که روح ژاپنی دارد. چه معجونی شود. پس از رونمایی در مسکو روسیه، راهی بازار های آسیایی، آفریقایی، خاورمیانه، روسیه و ترکیه می شود. پس قلب اروپا و آمریکا چه می شود.
لتیتود چه دارد؟
کلا 8 عدد کیسه هوا دارد. از آن مدل هایی که واقعا کار می کنند. روی ترمزش علاوه بر همه سیستم هایی که کدنزا داشت، EBA را نیز اضافه دارد. فرمان تلسکوپی اش را آن طور که می خواهید در چهار طرف اصلی و داخل و بیرون هدایت کنید. عجیب است که روی چنین خودرویی دزدگیر نصب شده است. می دانید و می دانیم که رنو ها به سیستم تهویه مطبوع داخلی خوبی مشهور اند. لتیتود هم با استفاده از فیلتر های پلاسما فضای دل انگیزی را برای سرنشین فراهم می کند. تازه این در حالی است که خودش خوش بو کننده هوا نیز دارد. سیستم صوتی اش با مارک Bose از لحاظ بلندی صدا به پای رقیب نمی رسد ولی شکل و شمایل بهتری دارد. غلو نکنیم کیفیت صدایش به لطف آپلی فایر خیلی هم بد نیست. نصب مانیتور TV و DVD یک آپشن پولی محسوب می شوند.
صندلی هایش معرکه هستند. تنظیم برقی، گرم کن، گودی کمر، حافظه و روکش ضد عرق قابلیت های تعبیه شده روی صندلی اش هستند. با اینکه آینه هایش تنظیم برقی و گرمکن دارند ولی سیستم تاشو را باید سفارش داد. سان روف، پانوراما یا ساده به انتخاب خودتان نصب می شود. در جریات باشید که نگین خودرو این محصولش را 36 ماه تا 60 هزار کیلومتر گارانتی می کند. یونیزه کننده دو حالته سوپر پلاسمای سامسونگ در کنار سیستم تهویه مطبوع سه منطقه ای کاری می کند که شما از خودرو پیاده نشوید.
چرا باید لتیتود بخریم؟
او اولین خودرو در کلاس خودش (سگمنت D) است که مجهز به سیستم ناوبری و فرماندهی راننده موسوم Tom Tom شده است. این ناوبری را سامسونگ با هنرمندی تمام برایش طراحی کرده است. اروپایی است و به همین خاطر کیفیت قطعاتش تضمین شده است. اما عجیب است که گارانتی اش از طرغ آسیایی کمتر است. با این خودرو حس می کنید روی 1615 کیلو گوشت نشسته اید. خودرو به طرز وحشتناکی به زمین می چسبد. خودتان را به در و دیوار نکوبید الکی چپ نمی کنید.
چرا نباید لتیتود بخریم؟
نکته عجیبی در باره این خودرو باید مطرح شود. سرنشین عقب اگر بخوابد خیلی راحت تر قرار می گیرد تا اینکه طبیعی بنشیند. یا اصلا نباید افراد بالای 13 سال را سوارش کرد. دست آخر اینکه هزینه تعمیرات یک دستگاه بوئینگ 747 از رنو لتیتود کم تر است!
| Kia Carnival | Toyota Previa | |
| پیشرانه | 6 سیلندرV شکل | 4 سیلندر خطی |
| حجم موتور (سی سی) | 2656 | 2362 |
| قدرت(اسب بخار/دور در دقیقه) | 189/6000 | 168/6000 |
| گشتاور(نیوتن متر/دور در دقیقه) | 249/4000 | 224/4000 |
| شتاب 0-100 | 13/9 | 11/5 |
| حداکثر سرعت | 192 | 184 |
| جعبه دنده | 5 سرعته اتوماتیک | 4 سرعته اتوماتیک |
| میانگین مصرف سوخت | 10/9 | 9 |
| قیمت (میلیون تومان) | حدود 50 | حدود 80 |


می گویند در ایران موفق نشدند. موفق نشدند به این خاطر که ایرانی ها اصلا دوستشان ندارند. دوستشان ندارند چون به کارشان نمی آید. به کارشان نمی آید چون الکی بزرگ هستند. و چون موفق نیستند و دوستشان ندارند و به کاری نمی آیند، خانواده ها نمی خرندشان.
خانواده ها که نمی خرندشان، بخش خصوصی می خردشان، می کندشان تاکسی، می فرسدتشان در سطح شهر، تاکسی که شدند، کرایه 300 تومانی را 1300 تومان می گیرند. آن وقت همه قصد می کنند دیگر سوار این تاکسی نشوند که بخواهند 300 تومان را 1300 تومان بدهند. پس می روند برای خودشان خودرو بخرند.
وقتی همه به سمت خرید خودرو برای خودشان می روند، طبق اصل افزایش تقاضا و محدودیت عرضه، یکهو قیمت خودرو بالا می رود. به همین دلیل نتیجه می گیریم علت اصلی گرانی خودرو در بازار ایران فقط و فقط تقصیر این دو است!
کارناوال کره ای!
نه در نگاه اول و نه در نگاه دوم، این خودرو چیزی برای گفتن ندارد. آن قدر بازار مینی ون ها تنوع دارد که کسی به او نمی نگرد. اما در همین ننگریستن، چیز هایی دارد که خیلی های دیگر ندارند. مثلا مهم ترینش اینکه اولین محصول کیا موتورز است که توانست از NHTSA (موسسه ملی امنیت بزرگ راه های آمریکا) 5 ستاره کامل بگیرد. یعنی از همه طرف ایمن است. چیزی که خیلی از او معروف تر هایش هم نتوانستند داشته باشند.
داستان Carnival یا با نام دیگرش Sedona از 1998 شروع شد. آن زمان کیا فراتر از صادرات به بازار اندونزی و مالزی نمی دید. البته که کاری به نسل اول نداریم. اما بد نیست که بدانید یکی از پیشرانه های نسل اول، ساخت Rover انگلستان بود. سال 2006 نسل دوم این خورو رونمایی شد. این همان مدلی است که توسط «اطلس خودرو» عرضه می شد. یک قانون است که می گویدَ: اگر خودرویی خوب باشد و خوب بفروشد، علاوه بر نمایندگی رسمی، نمایشگاه های غیر رسمی نیز واردش می کنند. پس اگر وقتی نمایشگاه داران سمت خودرویی که در بازار ایران به طور رسمی به فروش می رسد نرفتند، یعنی یک جا یا چند جای کار ایراد دارد.
کارنیوال نسل دوم به صورت SWB (فاصله محوری کوتاه) و LWB (فاصله محوری بلند) عرضه شد. طبیعی است که مدل های کلاس Long Wheel Base با 3020 میلی متر گران تر هستند. حالا که کار به اینجا رسید بدانید کارنیوال موجود در بازار داخلی پلت فرم مشترکی با مدل Optima دارد این خودرو در حقیقت یک 2+3+2 است. یعنی دو نفر جلو، سه نفر وسط و دو نفر عقب. این ترکیب را با توجه به فرم صندلی ها می توان به 2+2+3 نیز تغییر داد. پیشرانه های این خودرو غیر از 2/7 لیتری شامل نمونه های 3/5 و 3/8 برای بنزینی و 2/2 و 2/9 برای دیزلی می شود.
اگر روزی به شما گفتند این خودرو، سفارش آمریکاست، در جریان باشید که آن خودرو LWB و 3/8 لیتری با جعبه دنده 6 سرعته خودکار است و لا غیر. سایت «رنکینگ اند ریویو» این خودرو را از هوندا اویسه، یکی از بهترین های کلاس خودش بهتر تلقی کرد. سایت «ادموندز» محل قرارگیری راننده را بسیار راحت عنوان کرده است. تستر سایت معتبر «کار اند درایور» هم رانندگی با این خودرو را در جاده لذت بخش اعلام داشت. اما نکته ای که تمام این سایت ها به آن اشاره کرده اند، هندلینگ ضعیف این خودرو و حس واژگونی هنگام پیچیدن است.
حضور پیشرانه و دفرانسیال در جلوی خودرو، زمانی که روی فنر بندی و پایداری خودرو کار نشده باشد، می تواند ترکیب خطرناکی را به وجود بیاورد. از اینها گذشته مصرف این خودرو در حالت بدون سرنشین افتضاح است. تصور کنید چه فاجعه ای شود. وقتی همه فامبل را با آن به مسافرت ببرید.
پیش نمایش ژاپنی!
خواه باور کنید، خواه نکنید، این خودرو 80 میلیون می ارزد. یعنی حتی از سورنتو XM، سانتافه، اسپرتیج 2011، اوریون، سوناتا YF هم گرانتر. خب چیز عجیبی نیست. «ایرتویا» وقتی می بیند مشتری برای این خودرو صف کشیده و هوادارانش دارند از تب دوری آن می سوزند، مجبور است یک چند ده میلیونی آنرا گران کند. تعداد پریویا هایی که در سطح شهر دیده می شوند. از تعداد لامبور گینی هایی که به صورت گذرموقت وارد شده فراتر نمی رود.
بگذریم. تویوتا Previa یا با نام دیگرش Estima و یا حتی Tarago قدمتی 20 ساله دارد. نسل اولش درست در سال 1990 وارد بازار شد. مانند همه ژاپنی های آن دوره ساختاری گرد و کشیده داشت.
آمریکایی ها تا قبل از پلایموث Voyager و دوج Carvan برایش می مردند و زنده می شدند. طی 10 سال آنقدر از این خودرو تولید شد که دیگر همه خسته شدند. پس نسل دومش رونمایی شد. او نمونه ای بهینه شده از تویوتا Sienna بود. حالا نوبت اروپایی ها بود تا برایش غش و ضعف کنند. سرانجام سال 2006 و نسل سوم. نسلی که وقتی به ایران رسید با موفقیت فروش چند ده میلیونی اش بازار های جهانی را به تعجب وا داشت!
از شانس بد، وقتی این خودرو آمد تازه فروش فولکس واگن Sharan، سئات Alhambra و فورد Galaxy گل کرده بود. اما از طرفی پریویا، تویوتا بود و تویوتا اعتبار داشت و دارد. علاوه بر اینها، تویوتا هم با کیفیت بود هم قوی هم ارزان. البته کزینه آخر در ایران مفهوم دیگری دارد. جدا از این بحث که ایرتویا مجبور است یا نیست، پریویا را خیلی گران می فروشد. این خودرو یکی از زیباترین های کلاس خودش محسوب می شود. اما از طرفی برای راننده فضای کمی را در نظر گرفته است. فضایی که بیشتر به خود ژاپنی ها می خورد تار ما.
| Suzuki Kizashi | Toyota Camry | Kia Optima | |
| پیشرانه | 4 سیلندر خطی | 4 سیلندر خطی | 6 سیلندرVشکل |
| حجم موتور (سی سی) | 2393 | 2362 | 2656 |
| قدرت(اسب بخار/دور در دقیقه) | 180/6000 | 157/5700 | 190/6000 |
| گشتاور(نیوتون متر/دور در دقیقه) | 231/4000 | 218/4000 | 250/4500 |
| شتاب0-100 | 8/8 | 9/6 | 9 |
| حداکثر سرعت | 200 | 205 | 220 |
| حعبه دنده | CVT | 5 سرعته اتوماتیک | 5 سرعته اتوماتیک |
| میانگین مصرف سوخت | 7/6 | 8/2 | 9/1 |
| قیمت (میلیون تومان) | 57 | حدود 50 | حدود 50 |



تا چند وقت دیگر یک اتفاق بزرگ می افتد. یا ایران خودرو بازی را چهار هیچ می برد و یا اینکه با همین نتیجه در خانه می بازد. مطمئن باشید یکی از این دو حتما رخ می دهد. ایران خودرو و سوزوکی یک بار در کنار هم سابقه موفقیت داشتند.
گراند ویتارا ی آنها توانست یکی از پرفروش ترین شاسی بلند های سایز متوسط بشود. حالا در دومین پروژه مشترکشان، دست روی کیزاشی گذاشته اند. غافل از اینکه ویتارا در حالی موفق شد که به غیر از اسپرتیج و توسان نسل قدیم رقیب خاصی نمی دید. اما کیزاشی به محض ورود با کسانی روبرو می شود که از موفق ترین های بازار هستند. با می آید و می شود چیزی مثل سانگ پانگ و یا اینکه می آید و می شود گل سرسبد 50 میلیونی ها.
عمق داستان!
سال 2007 طی نمایشگاه فرانکفورت از دو خودرو استسنائی رونمایی شد. یکی لامبورگینی Reventon و دیگری سوزوکی Kizashi کانسپت. درست است این سوزوکی در ابتدا به هیبت خودرو های مفهومی درآمده بود.
کیزاشی در لغت به معنی هشدار است. در حقیقت هشدار برای رقبای دیگر. خلاصه گذشت و گذشت تا رسیدیم به 30 ژولای سال 2009، سوزوکی ژاپن همان خودرو را با شکل و شمایل آدمی زاد تولید کرد. یک سدان ساده اما بسیار توانمند. این خودرو تنها با یک مدل پیشرانه تولید می شود. اما در تیپ های متفاوت. حالا اینجاست که کلاه ما و ایران خودرو می رود توی هم. آنها این خودرو را در دو تیپ دولوکس و سوپر دو لوکس معرفی می کنند. اما خود سوزوکی در سایت رسمی کیزاشی مدل های آن را از معمولی تا عالی،SportGTS ،SE ،S ،Sport SLS، معرفی کرده است.
با توجه به شواهد، آن مدلی که افتخار حضور را پیدا می کند، مدل S و SE است. از یک طرف کیزاشی را FWD (محور متحک جلو) تولید کرده اند و از طرف دیگر نمونه AWD (تمام چرخ های متحرک) آن نیز تولید شده است. معلوم نیست که کدام یکی را در ایران خواهیم دید. بعید است نمونه دوم بیاید. مثل داستان حضور سوبارو لگاسی. او هم AWD بود و احتمالا چون اینجوری بود، نیامد. طبیعی است چنین فرم انتقال قدرتی به شدت به قیمت پایه خودرو اضافه می کند. مخصوصا که قیمت خودرو ها در ایرن داستان ها پیدا می کند. بگذریم. همان طور که در جدول مشخصات فنی می بینید، جعبه دنده کیزاشی CVT است. یک نوع دنده اتوماتیک که شتاب بهتری دارد. تمام کیزاشی ها باید مجهز به برند Akebone باشند. همچنین رینگ های آن نیز بر حسب نوع تیپ باید 17 یا 18 اینچی آلیاژی بدون قالپاق باشند. سیستم صوتی کیزاشی های مدل بالاتر از برند Rockford با 10 باند و 425 وات قدرت است. اما نمونه های استاندارد مجهز به سیستم صوتی 7 بانده معمولی هستند. ورودی iPod وقابلیت اتصال به بلوتوث.
در ضمن حتما 8 کیسه هوایش را قبل از خرید پشمرید. کیزاشی که در آمریکا، استرالیا، نیوزیلند و هندوستان به فروش می رسد، با تایر های چهار فصل دانلوپ است. در هر صورت حواستان باشد که ژاپنی ها چیزی به اسم بارز نمی شناسند. و در آخر اینکه تمام کیزاشی ها را با چراغ زنون تولید می کنند. احتمالا نمی دانید که طی یک بیانیه به تاریخ 28 ژوئن سال 2010، سوزوکی درست 5 هزار و 107 دستگاه کیزاشی را فراخوانی کرد. علت آن خرابی جزی جعبه داشبورد بود که هنگام تصادف قفل می شد. حالا بیایید کیزاشی را تک تک با رقبایش مقایسه کنیم.
کیزاشی و کمری
شاید رقابت این دو نفر از همه جالب تر باشد. دو هم وطن که اگر تقریبا می شود به آنها گزینه های خوب گفت. فقط در جریان باشید که کمری مورد نظر در تیپ GL است. یعنی مدل پایه و استاندارد. این مدل خیلی زحمت کشیده باشد، کلا 2 کیسه هوا دارد. سیستم صوتی اش هم شامل رادیو CD چهار بانده می شود. صندلی هایش دستی تنظیم می شوند و چراغ هایش هم هالوژنی است. به لطف مدیریت مقتدر ایرتویا و نظارت گسترده روی آن، قیمتش هم روز به روز می رود بالا تا آخر سر مجبور شویم همین کمری را با مرسدس C200 کمپرسور مقایسه کنیم. اما هر چه باشد تویوتا است و جواب خود را پس داده. ولی ترجیحا در این مورد، نمی تواند جلوی سوزوکی حرفی برای گفتن داشته باشد.
کیزاشی و اپتیما
شما جای کیا موتورز بودید چه می کردید؟ وقتی می دیدید در بحث برند اعتبار آنچنانی ندارید و در کیفیت خیلی زبان زد نیستید، آیا تمرکز خود را روی آپشن نمی گذاشتید؟ شک نکنید کیزاشی به محض ورود به ایران، به چند مدل تقسیم می شود. مگر همین بلا سر ویتارا نیامد؟ پس چه بهتر است دست بگذاریم روی خودرویی که یک مدل دارد و کلی آپشن اما منظور این نیست که اپتیما از کیزاشی بهتر است. یعنی وقتی می بینید یک خودرویی با همین قیمت 10 ایربگ دارد، سیستم صوتی اش Infiniti است و تقریبا همه چیزش با برق کار می کند، حداقل ارزش فکر کردن را که دارد.
| هیوندای کوپه | کیا سراتو کوپ | |
| پیشرانه | V6 DOHC | 4 DOHC |
| حجم موتور(سی سی) | 2656 | 1998 |
| قدرت(اسب بخار/دور در دقیقه) | 6000/167 | 6200/156 |
| گشتاور(نیوتن متر/در دقیقه) | 4000/245 | 4300/198 |
| شتاب 0-100 | 8/5 | 9/1 |
| حداکثر سرعت | 218 | 209 |
| جعبه دنده | 4 سرعته تیپ تیرونیک | سرعته تیپ تیرونیک |
| میانگین مصرف سوخت | 10 | 7/8 |
| قیمت(میلیون تومان) | 37-40 (مدل 2009) | 42/5-46/5 (مدل2011) |


فضای سرنشین عقب بسیار محدود وتقریبا عذاب آور برای بزرگسالان، موتور 6 سیلندر با تکنولوژی نسبتا قدیمی خارج شدن از خط تولید کارخانه وجایگزینی با محصولی دیگر (احتمالا هیوندای Veloster) فاصله ی کم کف اتومبیل با جاده به لحاض خیابان های ناهموار کشورمان، حضور چند ساله در بازار و از دست دادن طراوت ومتفاوت بودن روز های اول.
Kia Cerato Koup EX
فضای بسیار مناسب سرنشینان عقب با توجه به کلاس خودرو، موتور 4 سیلندر با تکنولوژی نسبتا به روز و مصرف سوخت مناسب، قرار داشتن در سبد محصولات روز کارخانه، فاصله ی مناسب کف خودرو با خیابان و تقریبا در حد مدل سدان، تازگی طراحی داخلی وخارجی و جلب نظر عابرین و سایر رانندگان که قطعا فاکتور مهمی برای خریداران این گروه از خودرو ها محسوب میگردد.
شاید با خواندن مطالب بالا انتخاب این مطلب و انجام جنین مقایسه ای بیهوده به نظر رسیده و با مطالعه ی چند سطر، پیروز این نبرد بلافاصله مششخص گردد : کیا سراتو کوپ، که طراحی آن نیز به عهده ی طراح سابق آئودی، پیتر شریر بوده وبدون اغراق نتیجه ی کار، خلق خودرویی جذاب، مدرن باخطوط و حجم های مناسب است و اتفاقا این محصول اولین مدل کوپه کیا در بازار رقابتی آمریکای شمالی است. درنگاه اول شاید به نظر آید در کنار برخورداری از تمامی ویژگی های هیوندای (کوپه های موجود در ایران از نسل دوم تیبورن وآخرین فیس لیفت انجام شده در سال 2007 که خود کوپه در سال 1996 جانشین مدل scoupe گردید. و با کد GKF/L2 معایب آن را نیز به نوعی حل کرده است.
اما کمی صبر کنید در روی دیگر سکه مشخص خواهد شد که هیوندای کوپه کاملا دست و پا بسته نبوده و به هیچ عنوان نمی خواهد نقش رقیبی از پیش باخته را ایفا کند.
کیا که در بازار آمریکای شمالی با نام FORTE ودر چین با نام SHUMA با در نظر گرفتن تمامی تغیرات، در هر صورت نمونه دو در مدل سدان سراتو با قابلیت 5 سرنشین است ولی هیوندای کوپه که با نام های TUSCANI و TIBORUN در بعضی بازار ها ارائه می گردد و زمانی به دلیل طراحی خاصش به بچه وایپر نیز شهرت یافته بود، در برخورداری از از برخی پارامتر های اسپرت مانند طراحی صندلی ها,نحوه قرار گرفتن پشت فرمان و دید به اطراف، خروجی های دو گانه اسپرت و طنین صدای خروجی آنها در شروع حرکت نسبت به کیا کاملا متمایز بوده واساسا در کلاس خودرو های 2+2 قراردارد. ضمن اینکه در تعمیم واژه اسپرت مواردی مانند محدودیت فضا در صندلی عقب، خسکی خاص فنر ها و احساس جاده و حتی موتور v6 پر مصرف نه تنها ضعف محسوب نمی شود بلکه می تواند عامل جذابیت بیشتر نیز تلقی گردد.
می توان گفت با در نظر گرفتن تمامی برتری های تکنولوژیکی و ویژگی های سراتو کوپ، این دو خودرو کاملا در یک کلاس نبوده و شرایط خاص حاکم بر بازار کشورمان این خودروها را در مقابل یک دیگر قرار داده است و علیرقم این موضوع که کیا سراتو کوپ توانسته به خوبی از محدودیت های بازار ایران استفاده نموده و ویژگی های یک سدان دو در را دیکته نماید، هیوندای نیز از امتیازاتی نظیر فراوانی قطعات یدکی و پشتبانی فنی به دلیل حضور طولانی بر در بازار، قیمت مناسب تر و امکان تهیه ی نمونه های کار کرده، مرغوبیت برند هیوندای در مقابل کیا در بازار و بخصوص بازار ایران بوده و مهم تر از همه تفاوت کلاس دو خودرو است و انتخاب برنده این رویارویی کار چندان ساده ای نیست . چنانچه عقل سراتو را نشانه میرود و قلب هیوندای را ندا میدهد.