زندگی با مینی ون فیات 500L


چرا فیات نباید هر کاری را که MINI با خودروی خود انجام می دهد، روی مدل 500 خود نیز پیاده نکند؟ اولین تصاویر رسمی از فیات 500L Living نشان از . . .


تصاویر و توضیحات بیشتر در ادامه موضوع


ادامه نوشته

آونتادور رودستر، ستاره ای که درخشید


چهل و چهار سال پیش، لامبورگینی از رودستر میورا رونمایی کرد که البته هیچ گاه به تولید انبوه نرسید. جانشین میورا، یعنی کانتاچ هم بصورت کوپه ساخته می شد. در اواخر دهه 1970 لامبورگینی شروع به ساخت خودروهای روباز نمود. در سال 95 دیابلو رودستر و سپس مورچیه لاگوی رودستر را روانه بازار کرد. حالا وقت آن رسیده تا با رودستر آونتادور نیز آشنا شویم...


ادامه موضوع رو از دست ندید


ادامه نوشته

کواتروپورته جدید سلاح لوکس ایتالیایی

مازراتی بصورت رسمی از مدل 2014 کواتروپورته رونمایی کرد. سدان لوکسی که پرچمدار و الگوی اتومبیلهای تولیدی این سازنده ایتالیایی خواهد بود.

کواتروپورته جدید که ششمین نسل از این سدان محسوب می شود با نمایی تکامل یافته اما کاملا وفادار به چهارچوب طرحهای مازراتی به نظر می رسد. طراحی بیرونی تکامل یافته و در راستای طرحهای قبلی است اما...

ادامه مطلب رو از دست ندید
ادامه نوشته

اطلاعات بیشتر در مورد جانشین انزو


بالاخره خبرهایی از جانشین انزو منتشر شد، در نمایشگاه پاریس 2012، فراری برخی از جزئیات این سوپر اسپرت که F70 نام دارد، مانند بخشی از بدنهٔ آن را رونمایی و در معرض دید قرار داد، اما چند هفته بعد عکسی از موتور این ابر خودرو منتشر شد، از این عکس قابل فهم بود که یک موتور V12 به همراه دو موتور الکتریکی بعنوان پیشرانه هیبریدی این ماشین مورد استفاده قرار می گیرند. همچنین عکس‌های منتشرشده از موتور خودرو، وجود سیستم رانش گر Hy-Kers را تایید می‌کند.
اما کمی درباره F70 صحبت کنیم،ب دنهٔ رونمایی شده در نمایشگاه پاریس نشان می‌داد که یک لایه فیبر کربن آن را محاصره کرده بود در نتیجه این موضوع مقاومت بیشتر این بدنه را نشان می‌دهد، کف این خودرو هم از مخلوط کولار و فیبر کربن ساخته خواهد شد،این مورد هم به استحکام خودرو می‌افزاید. باید گفت که F70 نسبت به انزو 22 درصد مستحکم‌تر و 20 درصد سبک‌تر است. واقعاً که تیم طراحی فراری شاهکار کرده است. وزن این خودرو 1133 کیلوگرم می باشد.
اما اصلی‌ترین و مهم‌ترین شاخصه F70 از همان روزهای اول منتشر شدن عکس موتور این خودرو، شایعه 900 اسب بخاری بودن این پیشرانه بود که همه را حیرت زده کرد! اما در واقعیت: زیر کاپوت این خودرو یک موتور V12 7.3 لیتری خواهد تپید. به طور استاندارد این موتور 800 اسب بخار نیرو تولید می‌کند اما به کمک سیستم KERS که از آن در فرمول1 استفاده می‌شود ،120 اسب بخار اضافه تولید خواهد کرد، یعنی در مجموع 920 اسب بخار!
این سیستم که از گیربکس دو کلاچه اتوماتیک بهره می‌برد، دارای دو موتور الکتریکی می‌باشد.یکی از موتورها قدرت سیستم‌های کمکی خودرو را فراهم می‌کند و موتور دیگر به کمک موتور اصلی خواهد رفت و باعث می‌شود که قدرت موتور بالا رود. هر دو موتور الکتریکی توسط یک باتری لیتیوم-یونی تغذیه می‌شوند. شایان به ذکر است که این دو موتور ظرفیت بسیار بالایی دارند.
حضور دو موتور الکتریکی حتماً عملکرد خودرو را بهتر خواهد کرد. تولید آلاینده ها در این سیستم هم در مقایسه با سایر سوپر خودروها 40 درصد کمتر است. اما این موارد تنها مزیت استفاده از سیستم KERS نمی‌باشد و به اینجا ختم نمی‌شود. این سیستم در مدیریت گشتاور، کنترل اصطکاک و پخش مناسب نیروی ترمز کمک خواهد کرد که در نتیجه عملکرد خودرو افزایش می‌یابد.
طبق اطلاعات منتشر شده از سوی فراری، در هنگام ترمز کردن یکی از موتورهای الکتریکی به عنوان ژنراتور کار می‌کند و انرژی محرکهٔ موجود را برای شارژ باتری ذخیره می‌کند.
طرفداران این خودروی بی نظیر باید تا رونمایی رسمی آن در نمایشگاه خودروی دیترویت ۲۰۱۳ آمریکا در ماه ژانویه صبر کنند. به نظر شما آیا با این مشخصات به بوگاتی ویرون خواهد رسید؟!

انتشار جزئیات جدید اونتادور رودستر


لامبورگینی به صورت رسمی چند عکس و جزئیات جدیدی را دربارهٔ آوانتادور رودستر منتشر کرد، البته پیش از این، این خودرو در دام جاسوسان افتاده بود و برخی از جزئیات این خودرو لو رفته بود، نکته جالب در آزمایش آوانتادور رودستر، این بود که بر روی این خودرو هیچ گونه استتار و یا کاوری وجود نداشت! که خیلی‌ها به این موضوع شک داشتند.

پس از انتشار تصاویری از این خودرو، تمام علاقه‌مندان چه از نوع غنی و چه از نوع فقیر، با بهت و حیرت مواجه شدند و پیشاپیش به این خودرو علاقه‌مند شدند، ثروتمندان نقشه برای خرید این خودرو و فقیران نقشه برای خرید پوستر این خودرو کشیدند.

اما سری به مشخصات روی کاغذ این خودرو بزنیم، پیشرانه این خودرو  با مدل کوپه یکی است و این به معنی این است که یک موتور 6.5 لیتری V12 با توان 700 اسب بخار بر روی این ابر خودرو نصب شده است و در کنار یک جعبه دنده هفت سرعته قرار گرفته است. می‌دانید که شتاب صفر تا صد این موتور در نسخهٔ کوپه 2.9 ثانیه و حداکثر سرعت آن 350 کیلومتر بر ساعت است اما هنوز این اعداد برای نسخهٔ رودستر اعلام نشده است.
بنظر می رسد رقابت این خودرو با مک لارن P1 بسیار جذاب و دیدنی باشد!
لازم به ذکر است که به گفتهٔ لامبورگینی مصرف سوخت LP700-4 در شهر حدود 21 لیتر و در جاده 13.8 لیتر در هر صد کیلومتر می‌باشد، انتشار گاز CO2 آن هم 400 گرم در هر کیلومتر می‌باشد. بنابراین تنها دوستداران محیط زیست از این خودرو متنفر خواهند بود!
قیمت هر دستگاه از لامبورگینی آونتادور lp700-4 کوپه در اروپا به 255 هزار یورو می رسد.
این خودرو قرار است در نمایشگاه ژنو رونمایی شود و اطلاعات بیشتر همزمان با رونمایی این خودرو منتشر خواهد شد.

Lamborghini Aventador   VS   Pagani Huayra


Lamborghini Avwntador Pagani Huayra
پیشرانه12سیلندرVشکل-60 درجه12سیلندرVشکل-60 درجه
حجم موتور (سی سی)64985980-AMG
قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه)690/8250699/6700
گشتاور (نیوتن متر/دور در دقیقه)690/55001000/4200
شتاب 0-1002/93/3
حداکثر سرعت350370
جعبه دنده7سرعته نیمه اتوماتیک7سرعته ترتیبی
میانگین مصرف سوخت17/219/4
قیمت379 هزار دلاریک میلیون و 368 هزار دلار

دیگ داغ آسمان که بالا آمد، چهره شان کم کم واضح شد. چهره هایی گداخته. خیلی گداخته. دیگر کسی باقی نمانده است. فقط همین دو نفر. همین دو آشوب گر. دو قاتل. آنها دستشان به خون ها آلوده است. یکی فراری را تا سر حد مرگ شکنجه کرده بود. دیگری راه نفس کشیدن آمریکایی ها را بست. یکی ژرمن ها را تیر باران کرد. دیگری تمام انگلیسی ها را پای دار کشید. اما حالا چی؟ حالا دیگر وقت تسویه حساب است. از این میدان و این کشتارگاه، یکی زنده بیرون می رود. فقط یکی. دیگ داغ آسمان که بالا آمد، چهره شان کم کم واضح سد.

نبرد جانشینان

لامبورگینی با تمام آن جنجال و حرص دادن هایش اونتادور را رونمایی کرد. سرانجام جانشین مورسیه لگو معلوم شد. همان سنت قدیمی نام گذاری محصولات، Aventador هم نام یکی از وحشی ترین گاو های اسپانیایی بود که ایالت ساراگوسا را به آتش کشید. این گاو با شماره 23 که روی پیشانی اش داغ شده بود، شهره شهر بود. لامبورگینی خواست نشان دهد نمام خشونت اونتادور مادرزادی است.

این درست که نمایشگاه ژنو 2011 فوق العاده بود، ولی باید نیمی از موفقیتش را مدیون غرفه لامبو دانست. غرفه ای با دو خودرو از یک مدل. گویی با نگاهش در حال هیبنوتیزم است. سر که بالا کنی قفل می شوی. قفل که شدی، با تو صحبت می کند. می گوید: راه و رسم جنون چگونه است و می گوید وقتی که قلم طراح از حد و مرز جنون می گذرد، چه اتفاقی می افتد. بعد تو را به حال خودت رها می کند. تقریبا دیگر هیچ نمی فهمی. در حقیقت می فهمی که دیگر هیچ نمی فهمی.

پرسه زنان از غرفه مرسدس رد می شوی، چیزی به چشمت نمی آید. غرفه ب ام و هم که چنگی به دل نمی زند. به یک جایی می رسی که خود به خود می ایستی. انکار کسی جلویت را گرفته باشد. چیزی که می بینی یک خودرو خوب است. چهره اش هم، ای بد نیست. اما به کاتالوگ مشخصات فنی اش می نگری، دوباره همان حس عجیب سراغت می آید. همه چیز و همه جا تار می شود. اعداد و ارقام را می بینی اما درک نمی کنی. حال، خودت از خودت می پرسی. چگونه؟ چطور؟ او پاگانی است. پاگانی.  اولین پیمان شکن معاهده صلح و آرامش. آخرین رزم ناو ارتش سرخ ایتالیا. او شاهزاده هیوآی را، صاحب تاج و تخت، جانشین زوندا و یک جانی بالفطره است. از Huayra در افسانه به نماد باد یاد شده است. باد؟ باد یا طوفان؟ شاید گردباد.

شاید هم زلزله یا حتی آتش فشان. کسی چه می داند شاید سهمگین ترین بلایای طبیعی. پاگانی مثل یک مدیر زدبه، می گردد و بهترین ها را برای کارش انتخاب می کند. از مرسدس بنز پیشرانه می گیرد. طراحی اش را به انگلیسی ها واگذار می کند و در نهایت نام ایتالیا را سر زبان ها می اندازد.

کاش یک نفر پیدا شود که بتواند بین آنها قضاوت کند. یا حداقل بگوید کدام بهتر است؟ پاگانی مثل یک مدیر زدبه، می گردد و بهترین ها را برای کارش انتخاب می کند. از مرسدس بنز پیشرانه می گیرد. طراحی اش را به انگلیسی ها واگذار می کند و در نهایت نام ایتالیا را سر زبان ها می اندازد.

کاش یک نفر پیدا شود که بتواند بین آنها قضاوت کند. یا حداقل بگوید کدام بهتر است؟ اگر نه، پس کاری کند که دوباره خون راه نیفتد. اما سوال مهم این است، چه کسی جرات این کار را دارد؟ تنها نام بوگاتی ویرون و کوئینگزگ به ذهن می آیند. آنها هم که ساعت هاست از اینجا رفته اند. فرار کرده اند. سرعت و قدرت زیاد یک چیز است.، خشونت و قساوت قلب چیز دیگر. لامبورگینی و پاگانی خیره خیره دندان به هم می سایند. در وهله اول، هیو آی را همه چیز را برده است. قدرت، گشتاور و حتی سرعت را. اما شتاب چه؟ او هنوز از مورسیه لگو هم چند میلی ثانیه ای عقب تر است. چه رسد به اونتادور. این لامبور گینی چند سال است که حجم پیشرانه اش را تغیر نداده اگر تغییر دهد گه می شود. پاگانی یک چیزی دارد که لامبو ندارد. پاگانی اعصاب ضعیف دارد. عدالت هم سرش نمی شود. جواب های را با هوی نمی دهد. با اره برقی می دهد.

در مقابل لامبورگینی هم اصالت دارد که آن یکی ندارد. این درست که هر دو ایتالیایی هستند، اما اونتادور و تمام تولیدات قبلی لامبور گینی، بوی اصیل بودن می دهند. پاگانی مثل مک لارن F1 است که پیشرانه اش برای ب ام و Mpower بود. این ها خودرو های خوبی هستند. خیلی هم خوب هستند. اما می دانید، وقتی سوارش می شوید نمی توانید بگویید اسب زرین ایتالیایی ها را زین کرده اید. از آن طرف لامبو هم از طراحی یک شکل چراغ هایش دست بردار نیست. حالا یک رونتون، خیره کننده شد دیگر همه را به همان فرم می سازد. کوچک و بزرگ. دویست مدل گالاردو دارد. هشتصد مدل مورسیه لگو. همه را جمع کن. یک چیز درست و حسابی بساز.

بعد از این حرف ها، آخرش که چی؟ بالاخره کدام؟ با پول یکی، می شود سه تای دیگری را خرید.

اما همه چیز را می شود خرید؟ چرا لامبورگینی این قدر پر فروش است؟ چون ارزان است؟ پس چرا هر چهل دستگاه Reventon که هر کدام 1/5 میلیون دلار بودند، همگی فروش رفتند؟ پس چرا پورشه GT3 RS که هم ارزان تر است و هم قوی تر و سریع تر، به نام او نرسید؟ چرا به او موفقترین سوپراسپرت ساز تاریخ می گویند؟ این جواب بماند برای بعد. درباره پاگانی چه بگوییم؟ پیشرانه او که قبلا روی SL65 AMG نصب شده بود، چنین بازده ای را نداشت؟ چه در سر این ایتالیایی ها می گذرد؟

آقا اصلا کی گفت این دو تا رو با هم مقایسه کنیم به جواب که نمی رسیم هیچ، مغز خواننده رو هم مشغول می کنیم. بابا حوصله دردسر داری. جفت شون خوبن. هر چی شما بگی. شما که پول دارید هر دو رو بخرید و خیال من و خودتون رو راحت کنید.

Lamborghini Aventador LP700 VS Lamborghini Murcielago LP670 Super Veloce


Lamborghini AventadoLamborghiniSuperVeloce
پیشرانه 12 سیلندر V شکل12 سیلندر V شکل
حجم موتور (سی سی)64986498
قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه)690/7250661/8000
گشتاور (نیوتن متر/دور در دقیقه)690/5500660/6500
شتاب 0-1002/93/3
حداکثر سرعت350337
جعبه دنده7سرعته نیمه اتوماتیک6سرعته نیمه اتوماتیک
میانگین مصرف سوخت17/220/6
قیمت 387 هزلر دلار445 هزار دلار

شامگاه استخوان شکن میلان. قلب ایتالیا. سوز سرد مغز و پی را می درد و می رود. سنگ هم که ببارد باید صبر کرد. وقتی قرار باشد ملاقاتشان کنی سرما که سهل است، گرفتار آتش هم شوی ارزش دارد. فعلا فقط بابد صبر کرد. صبر. اما صبر زیادی هم شک می آورد. 

شک اینکه نکند آدرس را اشتباه آمده باشم. شاید اصلا او آدرس را اشتباه داده باشد. دیشب، ناشناسی زنگ زد. کوتاه و مختصر. با صدایی خش دار و بم دار. آرام و تحدید آمیز گفت: فردا. میدان دل ماریو. خودت تنها. خواهی دید. ثبت کن و بنویس. خودت تنها. همین.  همین را گفت و رفت. مرا می شناخت؟ حتما مرا می شناخت. نه صبر کن ببینم . چرا باید مرا بشناسد؟ مگر یک وبلاگ نویس ساده را چه کسی می شناسد؟ فعلا فقط باید صبر کرد. اما این شک لعنتی. آیا این تماس ربطی به اتفاق امروز صبح دارد؟ خدای من چه فکر های بی ربطی. اگر داشت چه؟

امروز صبح از نمایشگاه روبرتو بالدینی یک سرقت بزرگ انجام شد. پلیس گفت آن رولزرویس صد ساله هنوز سالم است. گاوصندوق هم دست نخورده باقی مانده است. فقط از انبار پایین دو خودرو دزدیده شده است. دو لامبورگینی. می دانم چه هستند. می شناسمشان. خیلی خوب. با آنها بزرگ شده ام. ثانیه به ثانیه. زندگی ام هستند. دقیق تر اینکه همه زندگی ام هستند. یعنی قرار است من الان چه چییزی را ثبت کنم؟ قرار است شاهد چه صحنه ای باشم؟ این سرمای لعنتی دارد پایم را می لرزاند. لرزشش را از زیر کفشم حس می کنم. حتی زانو هایم هم تکان می خورد.

خیلی عجیب است. خودم هم می لرزم. چراغ بالای سرم، جدول ها و سنگ فرش ها. حتی درخت ها هم می لرزند. نه، این لرزش سرما نیست. اینجا همه چیز می لرزد. زمین و زمان دارند به هم دوخته می شوند. می دانید چه می گویم؟ انگار پایین یک دره قرار گرفته باشید و از بالای سر گله بوفالو های خشمگین سرازیر شده باشد. بوفالو های رم کرده. قسم می خورم که همین طور است. یک قدم. تنها یک قدم توانستم عقب تر بروم. بلکه ذره ای جانم را حفظ کرده باشم. دیدمشان. خودشان هستند. خود خودشان هستند. همان دو. همان دو لامبورگینی از دور می آیند. نه نمی آیند. می دوند. می غرند و می دوند. سارق می دانسته چه بدزدد. حالا دیگر صدای مرگبار هم به لرزش اضافه شده است.

می توانم تصریح کنم میان یک آتشفشان هستم. بدنم داغ شده است. نه سوزی نه سرمایی. حالا فقط حرارت و گدازه. چند متر مانده اند تا به من برسند. تصور می کنم میزبان دو بولدوزر هستم که می خواهند زمین را بشکافند. صدای جابج شدن مغزم را هم می شنوم. صدای دیوانگی را. همان بهتر که تنها آمدم خوب شد با کس دیگری این تجربه را شریک نمی شوم. می خواهم فقط خودم شاهد پدید آمدن حرکت شهاب سنگ روی آسفالت باشم. شاید هر قرن یک بار رخ دهد. آمدند. نزیک تر. حالا رنگشان را هم می توانم تشخیص دهم. نزدیک تر.

هر قدر که پیش می آیند، غرش و لرزش بیشتر می شود. نزدیک تر. بیم دارم وقتی که به من برسند پودر شده باشم. نزدیک تر. رسیدند. دیدم. من و تنها من شاهد جنون لامبورگینی های افسار گسیخته بودم. آنها دزدیده نشده اند. آنها را آزاد کرده اند. ببر را که در نمایشگاه نگه نمی دارند. ببر باید بغرد و شکار کند. این من و این شما. این شکار و این شکارچی. راستی اصلا برای چه آمده بودم؟ پاک فراموش کرده بودم. ثبت کن و بنویس. دوربین و قلم و کاغذ. برای تاریخ نگاری این لحضه تکرار نشدنی. از من گه گذشتند، رفتند که دور بزنند. حتما ناشناس می دانست که بار اول نمی توانسم کار کنم. واقعا هم کاری از دستم برنمی آمد. از پشت دیدم که آتش زبانه می کشید. چون موشک هایی که روی زمین رها شده باشند دود می کردند و شعله می کشیدند.

دور زدند و دارند بر می گردند. با همان سر و صدای قبلی. با همان جوش و خروش عکس هایم را گرفتم. ولی عکس خوب توصیف نمی کند. باید بنویسم. اینطور بهتر است. راحت تر آنچه را رخ می دهد منتقل می کند. خدای من این گزارش را که در وبلاگم بنویسم چه قیامتی راه می افتد. آرام باش هنوز برای غرور زود است. اینطور شروع کردم: در شامگاه استخوان شکن میلان. قلب ایتالیا. وقتی سوز سرد مغز و پی را می درید و می رفت. شاهد گلوله هایی از جنس خودرو بودم. شاهد بودم و می خواستم شما را در این حس سهیم کنم.

امشب دو دستگاه لامبور گینی دزدیده شده از نمایشگاه بالدینی به طرز مشکوکی در میدان دل ماریو مرا به یک نمایشگاه اختصاصی گاو بازی دعوت کرده اند.می نوشتم و حواسم بود که در دنیای واقعی آن دو چه می کنند. پاراگراف بعدی را شروع نکردم تا عکس های بهتری را بگیرم. حالا دیگر جانی به رگ هایم آمده بود. قوتی پیدا کرده بودم تا تکانی بخورم. تازه فهمیدم عکس ها همگی تار شده اند. تصور کن چنین رویداد تکرار نشدنی بدون عکس چقدر مضحک خواهد شد. لنز را تمیز کردم. قلم و خودکار را درون جیب پالتو گذاشتم. پالتو را در آوردم و به درختی آویزان کردم. آماده آماده. عکس خیره کننده ای خواهم گرفت. دور سوم بود که بر می گشتند. شات. نه این خوب نشد. شات. این هم خیلی واضح نیست.

بد نیست کمی نزدیک شوم. آهان. بهتر شد. جلو تر عالی است. عالی است. چه زاویه ای. چه پرسپکتیوی. چه عکسی. باز هم جا دارد بروم جلو تر. پس می روم. شات. شات. شات. بی نظیر هستند. انگار درست وسطشان قرار گرفته ام. خب دیگر کافیست. جلوتر خطرناک است. از درون ویزور دوربین می بینم که آنها به من نزدیک تر می شوند. این بار سریع تر می آیند. به سمت من می آیند. و من درست روبروی آنها هستم. حس می کنم همه چیز سیاه شده است. نه دیگر لرزشی حس می کنم نه صدایی می شنوم. حتی فرصت نمی کنم یک گام آن سو بپرم. حتی یک قدم، یک سانت، یکـــــــــــ .........

{روزنامه ها فردای آن شب عکس تاثیر گذاری را چاپ کردند. در این تصویر دو خودرو از نمای بسیار نزدیک دیده می شوند. این طور به نظر می رسد که سرعت حرکت آنها بسیار بالا بوده است. در گوشه سمت راس و پایین عکس لکه های خون تازه دیده می شد.}

پیش بینی درباره آینده یک برند ایتالیایی


Alfa Romeo Guliette 170Mazda 3Hyundai i30
پیشرانه4 سیلندر-توربو شارژ شده4 سیلندر خطی4 سیلندر خطی
حجم موتور (سی سی)136819991975
قدرت(اسب بخار دور در دقیقه)168/5500148/6500141/6000
گشتاور (نیوتن متر/دور در دقیقه)250/2500187/4000186/4600
شتاب 0-1007/810/611/2
حداکثر سرعت218205205
جعبه دنده6 سرعته دستی5 سرعته دستی4 سرعته اتوماتیک
میانگین مصرف سوخت6/46/97/1
قیمت (میلیون تومان)نامعین5550

بدون مقدمه، واقعیت این است آلفارومئو موفق نخواهد شد. فقط کافیست به مستندات دقت کنیم. کمی حافظه تاریخی را کند و کاو کنیم. ببینیم در گذشته این گونه ادعاها به کجارسیده است. چند وقتی است که انبوهی از حرف و حدیث ها درباره ورود آلفارومئو در محافل خودرویی شنیده می شود که مثلا سرانجام بازار خودروهای وارداتی تغییر کرد و یا مثلا چه خوب که سرو کله ایتالیایی ها هم پیدا شد.

شک نکنید برنامه امروز ما یک مانور نیست. این جا ایران است. ما ایرانی هستیم و بدون تردید دغدغه پیشرفت کشور را در سر داریم. اما ای دوستان این راهش نیست. قضیه مثل داستان Seat اسپانیایی است. گفتند که می آید و می ترکاند. اما آمد و خودش ترکید. فقط و فقط یک بمب خبری برای جلب توجه رسانه ها و به رخ کشیدن مدیریت مدرن بود. تازه سئاتی که در دنیا به کیفیت بالا و قیمت پایین شهره است. حالا تصور کنید یک برند معتبر ایتالیایی می خواهد وارد شود. خیلی هم خوب، اما مهم، فقط آمدن نیست.

خودرو که بیاوری خدمات پس از فروش می خواهد، قطعه یدکی می خواهد، تعمییر کار می خواهد، تعمیرگاه می خواهد، گارانتی می خواهد و الی آخر. چرا راه دور برویم همین تندر 90 خودمان. حتی رنو پارس به عنوان نماینده رنو فرانسه، نتوانست مقابل ایران خودرو و پارس خودرو دوام بیاورد. لقمه از این راحت تر؟ حالا مدیاموتور پشت قضیه را گرفته. شرکتی که دو سالی است با تیراژ انبوه چند ده دستگاهی MG وارد بازار شده است.

آلفا رومئو اگر بیاید، گیر می کند. آنهایی که باید بدانند، خودشان می دانند. این خودرو خوب است، اصلا خیلی هم خوب است. اما خوب بودن در کنار به صرفه بودن معنی پیدا می کند. به صرفه بودن هم که که معلوم است، دقیقا به قیمت فروش آن بستگی دارد. می دانید داستان چیست؟ تجربه و کشش بازار نشان داده، خودروهای اروپایی زیر 100 میلیون در ایران، خیلی راه به جایی نمی برند. آمریکایی ها که هیچ، می ماند آسیایی ها. همین آسیا را هم باید تقسیم کرد. ژاپنی ها و کره ای ها. حقیقت این است در این رنج قیمتی، توپ دست این دو نفر باقی می ماند.

حالا به هر حال کاری است که شده. ما حرفمان را زدیم و رفتیم. مثل همیشه او را در برابر رقبای احتمالی اش قرار می دهیم.

نقاشی به سبک میلان!

نام او را درست تلفظ کنیم.جولی یتا. او یادگار همان جولیتای سال های 1954 تا 1965 است. در نمایشگاه ژنو 2010 بود که به دنیا آمد. قرار است فقط و فقط در Cassino ایتالیا تحت نظر پدرش، فیات تولید شود. نیامده، مقام دوم بهترین خودرو اروپا را در سال 2011  کسب کرد. آلفا برای این مدل، 5 پیشرانه آماده کرده است. سه تا بنزینی و دو تا دیزلی. از نمونه های بنزینی، دو تایش 1/4 لیتری هستند. یکی توربو و دیگری توربو با Multi Air. به نظر می رسد اگر بنا به آمدن جولیتا باشد، یکی یا هر دو از ان مدل ها وارد شود. وقتی موسسه ایمنی یورو NCAP تستش کرد، 5 ستاره کامل به آن داد. یعنی خیلی مطمئن چیزی در حد مرسدس E کلاس. خلاصه، جولیتاها همگی VDC (کنترل پویایی)، DTS (کشش پویای گشتاور) و Q2 (نسل جدید دفرانسیال های الکتریکی) را به صورت استاندارد دارند. مانند نمونه های اسپرت، حالت های DNA (فعال، معمولی، همه حالته) نیز روی کنسولش دیده می شود. با انتخاب هر کدام از این موارد، سیستم تعلیق، هندلینگ، ترمز ها و جعبه دنده تغییر اساسی می کنند.

ژاپنی سه میلیونی!

با رکورد  3 میلیون دستگاه از سری Mazda3، این خودرو به تالار مشاهیر خودرویی پیوست. باید دقت کرد که این رقم طی 7 سال و فقط دونسل، کسب شده است. تاریخچه مزدا نه خیلی مهم است نه خیلی جذاب. آنچه اهمیت دارد این است که 23 مدل مزدا 3 در دنیا تولید می شود. ما فقط یکی از آنها را داریم. این خودرو جواب خودش را پس داده. هم نسل اول هم نسل دومش. اگر قرار باشد ایرادی به او و به بهمن خودرو بگیریم، شاید بتوان به گرانی و کمی قطعاتش اشاره کرد. متاسفانه مثل همه مزدا های دیگر، بد تعمیر است. در کل ژاپنی ها بی آذار اند اما اگر خدای نکرده به مشکل بر بخورند. اشک راننده را در می آورند. 

اگر می بینید که مزدا3 کمی خشک است، ایراد از فنر هایش نیست. آنچه شما می خرید یک سدان اسپرت است نه یک خانوادگی شهری. واژه Sport فقط به معنی رینگ و لاستیک و ارتفاع که نمی شود. اسپرت در مانور و یا اسپرت در پایداری. ما تنها جایی در دنیا هستیم که به هر چیزی که جدید می آید می گوییم NEW فلان. مثل نیو مزدا، نیو پی کی، نیو سوناتا، نیو آزرا و حتی نیو پراید. نسل دوم مزدا 3 باید به شش کیسه هوا مجهز باشد. به طور استاندار 4 و به صورت آپشن 6 بلنگو دارد. اما شاید مهم ترین ویژگی او، سیستم تعویض دنده اش باشد که علاوه بردسته دنده، شستی هایی هم روی فرمان دارد.

رقیب مرسدس بنز!

باور نمی کنید؟ مرسدس بنز A کلاس خودرویی است از خانواده مینی MPV ها. این فرم طراحی بسیار نایاب است. مهم ترین رقبایش را اپل Meriva و نسیان Cube تشکیل می دهند. مریوا که اصلا در آلمان عرضه نمی شود و کیوب هم که اصلا از ژاپن خارج نمی شود. پس می ماند هیوندای i30. این درست که به این کره ای، هاچ یک هم گفته می شود اما با توجه به ساختار قرار گرفتن ستون های آن، به مینی MPV بیشتر شبیه است.

هیوندای که فعلا در بازار ایران جولان می دهد. خوب است و خوب می فروشد. 10 ایر بگ دارد و شش اسپیکر. دیگر چه می خواهید؟ تقریبا همه چیزش استاندارد است. اما یک ایراد بزرگ دارد. روی دو صندلی بزرگ آنقدر جا هست که می شود یخچال گذاشت. اما روی صنلی های عقب هرگز حساب نکنید. بیشتر جنبه نمایشی دارند. دیگر ایراد بزرگ او، جعبه دنده اش است. انصافا دیگر چهار سرعته اتوماتیک خیلی تنبل است. در یک و دو جان شما را به لب می رساند. بنابراین گول پیشرانه دو لیتری اش را نخورید، چیزی عایدتان نمی شود.

مازراتی علیه پورشه


Maserati Gran TurismoPorsche 911 Carrera 4
پیشرانه هشت سیلندر v شکل6 سیلندر خوابیده
حجم موتور (سی سی)42443614
قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه)399/7100340/6500
گشتاور (نیوتن متر/دور در دقیقه)460/4750390/4400
شتاب 0-1005/45
حداکثر سرعت285284
جعبه دنده6 سرعته اتوماتیک6 سرعته دستی
میانگین مصرف سوخت14/610/6
قیمت (میلیون تومان)احتمالا 200/250220/250

Maserati Gran Turismo

داستان از این قرار است می خواهند نمایندگی رسمی مازراتی را در ایران راه بیندازند. عجیب است. خیلی هم عجیب است. مرسدس، ب ام و، کیا موتورز و هیوندای تک تک دارند می روند، مازراتی، فراری، و چه و چه تازه دارند می آیند. مازراتی یکی از برند های زیر مجموعه فیات ایتالیا محسوب می شود. می توان او را دوش به دوش فراری و آلفارومئو مشاهده کرد. او در سال 2007 یکی از بهترین محصولات خود را رونمایی کرد؛ Gran Turismo که مخففش می شود GT. این خودرو در کنار دیگر محصول مازراتی Quattroporte توانست خاطره خوش مدل رویایی  MC را دوباره زنده کند. در جریان باشید که گرن توریزمو با دو مدل پیشرانه تولید می شود. 4/2 و4/7 لیتری 8 سیلندر V شکل. گفته می شود هر دو این مدل ها نیز برای بازار ایران در نظر گرفته خواهد شد. این در حالی است که علاوه بر این تنوع پیشرانه ها، مدل های روباز و جعبه دنده اتوماتیک نیز در لیست فروش قرار خواهد گرفت. جدا از توانایی های بی نظیر این خودرو یک قضیه مهم مطرح است. در صورت حضور قطعی این مدل ها، می بایست روی بحث خدمات فروش آن تصمیم گیری ویژه ای اعمال شود.

در خارج از کشور می توان او را رقیبی برای فراری California و آلفارومئو Pandion تلقی کرد. اجازه بدهید درباره رقبای داخلی این خودرو با حساسیت بیشتری صحبت کنیم. هنوز نمی دانیم قیمت نهایی این خودرو در بازار داخلی چقدر اعلام می شود. اما می دانیم که قیمت جهانی اش از 109 هزار دلار شروع می شود. از تعرفه ها و هزینه های کمرکی هم خبر هایی داریم. همه این ها را که جمع کنیم هزینه نهایی چیزی می شود حول و حوش همان 200 تا 250 میلیون تومان. شک نکنید که نمونه روباز و S این خودرو قیمتی به مراتب بیشتر خواهند داشت. با این اوصاف علاوه بر پورشه 911، می توان تا حدودی مدل SL مرسدس بنز را نیز مد نظر گرفت. از سوی دیگر ب ام و سری 6 روباز نیز می تواند گزینه دیگری محسوب شود. البته این را در نظر بگیرید که گرن توریزمو یک کوپه تمام اسپرت است. پس باید علاوه بر معیار قیمت، به کلاس آن نیز توجه کنیم. به هر حال کسی تاکنون چیز بدی درباره این خودرو نگفته است. غیر از یک نکته. عجیب که برند ایتالیایی همچون مازراتی نتوانسته از پیشرانه ای 4/2 لیتری قدرت بیشتری بیرون بکشد. تصور کنید این حجم دست مرسدس بنز یا ب ام و بود، آن وقت چه خروجی از آن بیرون می کشیدند.

Porsche 911 Carrera 4

پورشه اگر تنها یک محصول بسازد باز هم سود می کند. چه سری دارد این مدل 911، خدا می داند. از سال 1963 به این سو چنان دلی از جوانان برده است که حد ندارد. البته به همان اندازه که کشته مرده دارد، منتقد هم دارد. منتقدانی که فغان می زنند چرا این خودرو پس از 40 سال هنوز چهره اش تغییر نکرده است. چه خوب،چه بد «معین موتورز» نماینده رسمی پورشه را در اختیار دارد. دفتر اصلی آن را در جاده کرج، مهندسان پورشه دیزاین طراحی کرده اند. درست مانند تمام نمایندگی های دنیا. هر چند همه چیز در ظاهر خوب است. اما پورشه در بازار ایران حال و روز مناسبی ندارد. ثبت سفاش مشکلاتی دارد. به همین دلیل فعلا دنیا به کام نمایشگاه داران است. بگذریم از این بحث ها. پورشه سری 911 Carrera در ایران به چند صورت عرضه می شود. از کوپه استاندارد گرفته تا مدل S (اسپرت)، 4 (چهار چرخ متحرک)، 4S (اسپرت دو محور) و Turbo. در این میان گزینه آخر حکایت جداگانه ای دارد. در لیست فروش این خودرو نمونه Targa نیز دیده می شود. مدلی که در ایران خیلی شناخته شده و پر طرفدار نیست. هنر مهندسی یعنی پورشه. نگاه کنید چگونه پیشرانه اش را منهدم می کند. جالب است بدانید  که همین حس درندگی این 911، باعث شده که این خودرو رکورد میزان کشته شدگان پورشه را در دست داشته باشد. خلاصه حواستان باشد. هندلینگ پورشه سال هاست که مرسدس، ب ام و ،و آئودی را به دنبال خود می کشد.

تعصبی برخورد نکنید واقعا همینطور است. هیچ کدام از خودرو های گفته شده نتوانسته اند مقام مناسبی را در مسابقات GT کسب کنند. این در حالی است که پورشه 911 سال هاست یکه تاز کلاس GT2، GT1 و GT3 است. تا حالا کسی را دیده اید که از پورشه ایراد بگیرد. غیر از جرمی کلارسون.

پس داشه باشید این نکات مهم را: هم گرن توریزمو و هم 911 کوپه های 2+2 هستند یعنی خودرو های دو در که می توانند 2 نفر در عقب و 2 نفر در جلو را درون خود جای دهد. با این تفاوت که روی صندلی عقب مازراتی واقعا می توانند 2 نفر بشینند. اما روی صندلی عقب های 911 حتی نوزاد 6 ماهه هم نمی توان گذاشت.

این را هم باید در نظر گرفت که خریدار این پورشه قصد ندارد خورو اش را به سفر های ایران گردی بکشاند. با تمام این تفاسیر اجازه بدهید مازراتی بیاید، بعد که آمد خواهیم دید که این دو مقابل همچه آرایش نظامی میگیرند.

FIAT SIENNA   OR   TONDAR 90


رنو تندر 90فبات سی ینا
پیشرانه چهار خطی DOHCچهار خطی DOHC
حجم موتور (سی سی)15981368
قدرت (اسب بخار/دور در دقیقه)105/775077/6000
گشتاور(نیوتن متر/در دقیقه)148/3750115/3000
شتاب 0-10010/213/5
حداکثر سرعت183162
حعبه دندهپنج سزعته دستیپنج سزعته دستی
میانگین مصرف سوخت7/16/2
قیمت (میلیون تومان)1517

دو خودرویی که امروز رو در روی یک دیگر قرار گرفته اند، اگرچه جزء محصولات نسبتا جدیدتر صنعت خودرو کشورمان هستند و هر کدام نیز ویژگی های خاص خود را دارند، اما نتوانسته اند انتظارات را در امر فروش برآورده کنند. در یکسو بهترین، کامل ترین و گرانترین تیپ تندر با کد E2 قرار دارد که پرفروش ترین مدل آن بوده است. این خودرو در چهارمین سال حضورش در بازار خودرو کشورمان کاملا جا افتاده و به لطف ویژگی به نام  تناسب قیمت، خریداران خود را یافته اند اما فراز و نشیب های پی در پی آن که به دلیل عملکرد سازندگان وطنی است موجب شده تا بازار فروش آن نیز تحت تاثیر قرار گیرد ولیکن کاملا پتانسیل آن را دارد تا بسیار بیشتر از میزن فعلی به فروش برسد. در سوی دیگر فیات سی ینا قرار دارد، خودرویی که اگر چه آن هم با مشکل تولید روبرو است اما به عنوان یک خودروی جدید نتوانسته در بازار برای خودش اسم و رسمی بیاید که این که این مسئله ناشی از چند عامل است. عواملی همچون عدم مقبولیت لازم نشان فیات در کشورمان و عدم تناسب قیمت با ویژگی های فنی، در چنین شرایطی به نظر می رسد که فیات سی ینا دچار اعتماد به نفس کاذب است که با پیشرانه 77 اسب بخاری و البته قیمت گران تر، رو در روی تندری قرار گرفته که از نظر ارزش کالا  در مقابل وجه پرداختی بهترین انتخاب در محدوده زیر 20 میلیون تومان است اگرچه که طراحی ظاهری قدیمی، عدم تناسب ابعاد بدنه و کابین کسل کننده اش از از نقاط ضعف آن هستند.

سی ینا در طراحی کابین بهتر از تندر بوده و ترکیب رنگ کابین و کیفیت آن نیز مقبول تر است، اما پیشرانه 1/4 لیتری آن علیرغم مصزف سوخت بسیار اقتصادی هیچ حرفی در مقابل پیشرانه 1/6 لیتری و البته اقتصادی تندر برای گفتن ندارد. تجهیزات کابین دو خودرو در یک سطح است. اگر چه برخی جزئیات در سی ینا بهتر طراحی شده اند اما در مقابل نحوه جا رفتن دنده عقب آن تعجب برانگیز است! فضای کابین فیات در ابعاد خود قابل قبول بوده اما در مقایسه با کابین آکواریومی! تندر کاملا کوچک است.

جالب است اکثر خریداران فیات، اصرار عجیبی دارند که آن را خودرویی خوب بنامند که البت از برخی جهات همچون کیفیت ساخت و استهلاک در درازمدت اینگونه نیز هست. تندر90 در مدت حضورش در بازار کشورمان نشان داده کیفیت فنی و ساخت بسیار خوبی در بخش قطعات فنی دارد که قطعا بخشی از آن ناشی از نظارت زنو بر ساخت قطعات این خودرو است. تندر 90 در تیپ E2 خودرویی با قوای حرکتی خوب، ایمنی قابل قبول، فضای داخلی بزرگ، تجهیزات مناسب و قیمت متناسب است و تنها این افسوس باقی می ماند که دو فاکتور راحتی و جذابیت در رانندگی در آن به چشم نمی خورد. قوای حرکتی حداقل، قیمت نامتناسب،در مقابل فیات با بازار فروش نامطلوب و البته کیفیت ساخت و تجهیزات مناسب است که نتوانسته موفقیتی در بازار خسته کننده خودروهای یک نواخت زیر 20 میلیون تومان کسب نماید و سازنده وطنی اش قصد دارد تا با عرضه گونه هاچ بک آن شانسش را دوباره بیازماید البته به شرط آن که در ابندا فکری به حال قیمت فروش آن کند و یا حداقل پیشرانه آن را به گونه 1/6 لیتری 112 اسب بخاری تغیر دهد.

شاید نیاز نباشد بگوییم که برتری نصیب کدامیک خواهد شد چون چند لحظه نگاه کردن به جدول مقایسه مشخصات فنی و قیمت دو خودرو حتی در صورتی که متن زیر را نخوانده اید، برنده این رویارویی را مشخص خواهد کرد. اگرچه فیات اصلا قصد کوتاه آمدن ندارد.